تاملی در انجام کار خیر

مقدمه:

«وَلْتَكُن مِّنكُمْ أُمَّةٌ يَدْعُونَ إِلَى الْخَيْرِ وَيَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَرِ وَأُوْلَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ» (1)

خداوند سبحان، انسان را به گونه اى آفريده كه بتواند خير و شر را  از هم تشخیص دهد. از اين رو، هر انسانى مى داند كه عدالت، نيكوست و ستم، زشت و بد است؛ احسان به ديگران، نيكوست و تجاوز به حقوق مردم، بد است. حال اگر اين شناخت و آگاهى از انسان گرفته شود، در واقع، انسانيّت از او سلب شده، و با حيوانات ديگر فرقى نخواهد داشت. از اين رو، كوتاه ترين سخن در شناساندن اسلام، اين است كه: اسلام، يعنى دعوت به نيكى ها و بازداشتن از بدى ها. به فرموده پيامبر خدا ـ صلى الله عليه و آله و سلم ـ: دو خصلت است كه چيزى بالاتر از آن دو نيست: يكى ايمان به خدا، ديگرى سود رساندن به بندگان خدا و به فرمايش امام على عليه السلام:

  • شادى خود را براى كارهاى نيكى كه پيشاپيش (براى آخرت) فرستاده اى زياد كن و اندوه فراوانت را براى نيكيهايى قرار بده كه از دستت رفته است. (2)

خیر خواهی شیـوی پیغمبریست    پیـــرو راه ش یقین مولاعلیست
حرف نیكو ،راه نیكـو سیــرتش    با قیــات وصالحــات از همــتش
مهر دیدن راهها امـا بــه خیــر    راه مـردم را نمـودنــد پاك سیــر
بر جهادی خوش نمودندرهنمون   جنتـــی دادند نشان بر مــؤمنـون
موعظه در كار كردند ابتـــكار     آن نصیحتــها بهــشت آورد بــار
از سلامت دم زدند درطول كار   عاقبــت ســر زنـدگی شد افتـخار
حرف قرآن راه بنمـودند راست   آن صـــراط مستقیـم راه خـداست
مشكل مردم به حكمت برطرف    فكر نیكــــو راهشان در هر هدف
باز دیدند حسـن خلقی را عیان    حسن اخـــلاق نكــو كردند بیان
درس دادندمسلین ازروی علم    تاكه مشكل حل كنند از روی حلم
گر نظــر دادنــد كاری خیر بود    آن رسولان حــرفشان آورده سود

منصور مقدم

اصول  انجام کار خیر؛ مساله اساسی در انجام کار خیر  اصول و اعتقاداتی  است که در انجام ان کار خیر برای ما مهم است.که در صورت درک بهتر این اصول،انجام کار خیربرای ما شیرین تر و جداب تر خواهد بود. 1. انجام کار خیر برای رسیدن به رضای الهی است. به این مثال توجه کنید:بیماری که باید برای دوره بهبودی خود به موقع دوا مصرف کند ،و پرستار وی بایستی از وی مراقبت های ویزه ای داشته باشد تا مراحل درمان به خوبی طی شود؛ حال تنها هدف پرستار خوب شدن بیمار است و به مسایل جانبی توجهی نمی کند. در موقعیت انجام کار خیر هنگامی که هدف ما رضای الهی باشد تمامی تلاش خود را برای رسیدن به این هدف انجام می دهد ولی اگر هدف ما از انجام کار خیر غیر الهی باشد مسلما آن کار خیر نتیجه دلخواه و مطلوب ما را نخواهد داشت. 2. انجام کار خیر برای خود انجام دهنده کار خیر است و این کار خیر برای دیگران نیست. 3. خداوند تمامی نعمت های مادی و معنوی را در اختیار ما قرار داده است  و بایستی در مسیر  صحیح و در را ه رضای الهی قدم برداریم. 4. انجام کار خیر بر اساس تعالیم شیعه است و اعتقادات ما صورت می گیرد ممکن است شخصی در آنسوی دنیا کاری خیر انجام داده باشد ولی چون دارای اعتقادات راسخی نیست آن تاثیری که بایستی در فرد خیر وجود داشته باشد به وجود نمی آید. به این آیه که به صراحت به این نکته اشاره شده است توجه کنید:

مَثَلُ ما يُنْفِقُونَ في‏ هذِهِ الْحَياةِ الدُّنْيا كَمَثَلِ ريحٍ فيها صِرٌّ أَصابَتْ حَرْثَ قَوْمٍ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ فَأَهْلَكَتْهُ وَ ما ظَلَمَهُمُ اللَّهُ وَ لكِنْ أَنْفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ
داستان آنچه [كافران‏] در اين زندگى دنيا انفاق مى‏كنند، مانند بادى آميخته با سرمايى سخت است كه [به عنوان مجازات‏] به كشتزار قومى كه بر خود ستم كرده‏اند برسد و آن را نابود كند؛ و خدا به آنان ستم نكرده است، ولى آنان به خويشتن ستم مى‏ ورزند.(3)

نفاق افراد بى‏ايمان و آلوده نيز چون انگيزه صحيحى در انفاق خود ندارند روح خودنمايى و رياكارى همچون باد سوزان و خشك كننده ‏اى بر مزرعه انفاق آنها مى‏ وزد و آن را بى اثر مى‏ سازد، اينگونه انفاقها نه از نظر اجتماعى مشكلى را حل مى‏ كند (چون غالبا در غير مورد مصرف مى‏ شود) و نه نتيجه اخلاقى براى انفاق- كننده خواهد داشت. در توضیح این مطلب؛ امام على عليه السلام چنین می فرمایند: «صدقه مؤمن سپرى بزرگ و حجابى است براى او در برابر آتش، و صدقه كافر، دارايى او را از تلف شدن حفظ مى كند و عوض آن در همين دنيا به او داده مى شود و بيمارى ها را از جسم وى دور مى گرداند، اما در آخرت نصيبى ندارد» و در آخر این نکته را باید خاطر نشان کنیم این امکانات مادی و معنوی که خدا در اختیار ما قرار داده ازسوی خداوند است پس باید در راهی مصرف شود که رضای الهی در آن مسیر وجود داشته باشد.

پی نوشتها:
1, سوره آل عمران، آیه 104.
2, غرر الحکم، ج 2، ص 592.
3, سوره آل عمران، آیه 117.

 

بخش اول: جایگاه خیر در قران و احادیث

واژه خیر در قرآن

یکی از کلمات کلیدی در قرآن واژه ی (الخير)، است که نزدیک به صدو هشتاد بار در قرآن کریم به کار رفته، که در بیشتر آیات به عنوان اسم آمده است مانند این آیه: {ذلكم خير لكم} (آن برای شما بهتر است)(1) و تنها در هفت جا به عنوان فعل به کار رفته است که از جمله این آیه را می توان ذکر نمود: {وربك يخلق ما يشاء ويختار} (و پروردگار تو آنچه را که بخواهد می آفریند و بر می گزیند) (2).
واژه ی خیر در ریشه ی لغت بر عطف و میل دلالت دارد  به بر همین اساس گفته شده است که خیر ضد شرّ است زیرا هر کسی به سوی آن تمایل دارد، و دوست دارد به سوی آن باز گردد کلمه ی (الاستخارة) هم از همین باب گرفته شده، یعنی طلب باز گشت نمودن ، زیرا فرد استخاره کننده از دو چیز بهترین را طلب می کند و به سوی آن می رود، (الخِيَرة): نیز به معنای اختیار است،زیرا کسی که چیزی را انتخاب می کند ، به سوی آن تمایل دارد، و رو به سوی آن دارد نه به سوی دیگری.سپس(اهل زبان) به مرور زمان به این ریشه ی لغوی معنای گسترده تری بخشیدند و گفتند: رجل خيِّر مردی خیّر یعنی مردی فاضل و نیکوکار،   همچنین (الخير) یکی از نام های مال( دارایی و ثروت) است. عرب به خاطر خوبی هایی که در اسب وجود دارد به آن خیر هم می گویند. امّا در اصطلاح: الخیر به چیزی گفته می شود که  تمام مردم آن را دوست دارند مانند عقل، عدل، فضل، چیزهای مفید، و متضادّ آن کلمه ی الشرّ است.این لفظ در قرآن به دو صورت آمده است، که حالت اول این است که به صورت اسم آمده باشد مانند آیه ی زیر : { ولتكن منكم أمة يدعون إلى الخير } (3) صورت دوم این است که به صورت وصف(صفت)  با تقدیر صیغه ی افعل (تفضیل) به کار رفته باشد مانند آیه ی زیر: (و اگر روزه بگیرید برای شما بهتر است) (4):

شاخصه های کار خیر

شاخصه های کار خیر بر اساس آیات قرآن را می توان چنین طبقه بندی کرد:

قرب الهی:

  •     وَ لَوْ أَنَّهُمْ آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَمَثُوبَةٌ مِنْ‏ عِنْدِ اللَّهِ‏ خَيْرٌ لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ (5)
  •     لكِنِ الَّذينَ اتَّقَوْا رَبَّهُمْ لَهُمْ جَنَّاتٌ تَجْري مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدينَ فيها نُزُلاً مِنْ‏ عِنْدِ اللَّهِ‏ وَ ما عِنْدَ اللَّهِ خَيْرٌ لِلْأَبْرارِ (6)

گاهی اوقات فکر می کنیم کارهایی که انجام داده ایم بی اثر بوده است و یا چون کم بوده است دارای اجر و قرب الهی نیست در صورتی که همین نیکی هاست که در پیش الهی قرب و اجر دارد مثلا فکر کنید در یک خیابان ایستاده اید و به یک نفر آدرس خیابان را نشان می دهید این خود یک کار خیر است که توانسته اید مشکلی از یک  بنده خدا را حل کنید: به این آیه توجه کنید: تصور نكنيد كارهاى نيكى را كه انجام مى‏ دهيد و اموالى را كه در راه خدا انفاق مى‏ كنيد از بين مى‏ رود، نه" آنچه از نيكي ها از پيش مى‏ فرستيد آنها را نزد خدا (در سراى ديگر) خواهيد يافت" (وَ ما تُقَدِّمُوا لِأَنْفُسِكُمْ مِنْ خَيْرٍ تَجِدُوهُ عِنْدَ اللَّهِ‏). (7)

تعریف خیر

وَ قيلَ لِلَّذينَ اتَّقَوْا ما ذا أَنْزَلَ رَبُّكُمْ قالُوا خَيْراً لِلَّذينَ أَحْسَنُوا في‏ هذِهِ الدُّنْيا حَسَنَةٌ وَ لَدارُ الْآخِرَةِ خَيْرٌ وَ لَنِعْمَ دارُ الْمُتَّقينَ (8)

قرآن در يك كلمه معرّفى مى‏ شود، (خير، خوبى، مايه‏ى نيكى وسعادت. يك كلمه بجاى صد كلمه) «قالُوا خَيْراً» دعوت قرآن، دعوت به خير و نيكى است.
نيكوكاران، در هر دو جهان به نيكى مى‏ رسند. «لِلَّذِينَ أَحْسَنُوا فِي هذِهِ الدُّنْيا حَسَنَةٌ وَ لَدارُ الْآخِرَةِ خَيْرٌ» (9)
پاداش الهى، متناسب با عمل انسان است. لِلَّذِينَ أَحْسَنُوا ... حَسَنَةٌ، لِلَّذِينَ اتَّقَوْا ... دارُ الْمُتَّقِينَ (10)‏

تاکید بر انجام کار خیر

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمودند:عمر خود را در كار نيك صرف كنيد و خود را در معرض نسيم هاى رحمت الهى قرار دهيد. همانا خداوند، نسيم هاى رحمتى دارد كه به هر كس از بندگانش بخواهد، با آنها بهره مى دهد. و از خداوند بخواهيد كه عيب هاى شما را بپوشاند و هراسِ شما را به ايمنى بَدَل سازد. (11)

  •     « أَوْحَيْنَآ إِلَيْهِمْ فِعْلَ الْخَيْرَ » (12)
  •     وَ افْعَلُواْالْخَيْرَ» (13)
  •     وَ ما يَفْعَلُوا مِنْ خَيْرٍ فَلَنْ يُكْفَرُوهُ وَ اللَّهُ عَليمٌ بِالْمُتَّقينَ (14)

انجام کار خیر: منفعت شخصی

  •     وَ لا يَحْسَبَنَّ الَّذينَ كَفَرُوا أَنَّما نُمْلي‏ لَهُمْ خَيْرٌ لِأَنْفُسِهِمْ إِنَّما نُمْلي‏ لَهُمْ لِيَزْدادُوا إِثْماً وَ لَهُمْ عَذابٌ مُهينٌ (15)
  •     وَ أَقيمُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّكاةَ وَ ما تُقَدِّمُوا لِأَنْفُسِكُمْ مِنْ خَيْرٍ تَجِدُوهُ عِنْدَ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بِما تَعْمَلُونَ بَصيرٌ (16)
  •     إِنْ أَحْسَنْتُمْ أَحْسَنْتُمْ لِأَنْفُسِكُمْ‏ وَ إِنْ أَسَأْتُمْ فَلَها فَإِذا جاءَ وَعْدُ الْآخِرَةِ لِيَسُوؤُا وُجُوهَكُمْ وَ لِيَدْخُلُوا الْمَسْجِدَ كَما دَخَلُوهُ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَ لِيُتَبِّرُوا ما عَلَوْا تَتْبيراً (17)
  •     فَاتَّقُوا اللَّهَ مَا اسْتَطَعْتُمْ وَ اسْمَعُوا وَ أَطيعُوا وَ أَنْفِقُوا خَيْراً لِأَنْفُسِكُمْ‏ وَ مَنْ يُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ (18)
  •     إِنَّ رَبَّكَ يَعْلَمُ أَنَّكَ تَقُومُ أَدْنى‏ مِنْ ثُلُثَيِ اللَّيْلِ وَ نِصْفَهُ وَ ثُلُثَهُ وَ طائِفَةٌ مِنَ الَّذينَ مَعَكَ وَ اللَّهُ يُقَدِّرُ اللَّيْلَ وَ النَّهارَ عَلِمَ أَنْ لَنْ تُحْصُوهُ فَتابَ عَلَيْكُمْ فَاقْرَؤُا ما تَيَسَّرَ مِنَ الْقُرْآنِ عَلِمَ أَنْ سَيَكُونُ مِنْكُمْ مَرْضى‏ وَ آخَرُونَ يَضْرِبُونَ فِي الْأَرْضِ يَبْتَغُونَ مِنْ فَضْلِ اللَّهِ وَ آخَرُونَ يُقاتِلُونَ في‏ سَبيلِ اللَّهِ فَاقْرَؤُا ما تَيَسَّرَ مِنْهُ وَ أَقيمُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّكاةَ وَ أَقْرِضُوا اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً وَ ما تُقَدِّمُوا لِأَنْفُسِكُمْ‏ مِنْ خَيْرٍ تَجِدُوهُ عِنْدَ اللَّهِ هُوَ خَيْراً وَ أَعْظَمَ أَجْراً وَ اسْتَغْفِرُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحيمٌ (19)

تاکید این آیات بر این نکته است که: گمان نكنيد كه از انفاق خود سود مختصرى مى‏بريد، بلكه تمام آنچه را انفاق مى‏كنيد به طور كامل به شما باز مى‏گرداند، آن هم در روزى كه شديدا به آن نيازمنديد، بنابراين در انفاق هاى خود كاملا دست و دل باز باشيد

امر به معروف به همراه خیر و نیکی

  •     أَ تَأْمُرُونَ‏ النَّاسَ بِالْبِرِّ وَ تَنْسَوْنَ أَنْفُسَكُمْ وَ أَنْتُمْ تَتْلُونَ الْكِتابَ أَ فَلا تَعْقِلُونَ (20)
  •     كُنْتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ‏ بِالْمَعْرُوفِ وَ تَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ لَوْ آمَنَ أَهْلُ الْكِتابِ لَكانَ خَيْراً لَهُمْ مِنْهُمُ الْمُؤْمِنُونَ وَ أَكْثَرُهُمُ الْفاسِقُونَ (21)

شاید یکی از نکاتی که امروز فراموش شده است و بیشتر به سوی تک محوری پیش رفته است این است که ما فقط خودمان را شاخصه نیکوکاری می دانیم و بقیه را تشویق به نیکوکاری نمی کنیم.نكته جالب توجه اينكه در اين آيه مسلمانان به عنوان بهترين" امتى" معرفى شده كه براى خدمت به جامعه انسانى بسيج گرديده است، و دليل بهترين امت بودن آنها اين ذكر شده كه" امر به معروف و نهى از منكر مى‏ كنند و ايمان بخدا دارند" و اين خود مى‏ رساند كه اصلاح جامعه بشرى بدون ايمان و دعوت بحق و مبارزه با فساد ممكن نيست، از اين بيان نيز روشن مى ‏شود مسلمانان تا زمانى يك" امت ممتاز" محسوب مى‏ گردند كه دعوت به سوى نيكيها و مبارزه با فساد را فراموش نكنند، و آن روز كه اين دو وظيفه فراموش شد نه بهترين امتند و نه به سود جامعه بشريت خواهند بود. امام علی علیه السلام می فرماید آنگاه که تصمیم به کار نیک گرفتی از ترس موانعی که در پیش است از هوای نفس خود سبقت بگبر زیرا هوای نفس و موانع خیر همیشه در حرکت هستند.

تشویق به خوبی ها:

  •     إِنْ تُبْدُوا الصَّدَقاتِ فَنِعِمَّا هِيَ وَ إِنْ تُخْفُوها وَ تُؤْتُوهَا الْفُقَراءَ فَهُوَ خَيْرٌ لَكُمْ وَ يُكَفِّرُ عَنْكُمْ مِنْ سَيِّئاتِكُمْ وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ خَبيرٌ (22)
  •     إِنْ تُبْدُوا خَيْراً أَوْ تُخْفُوهُ أَوْ تَعْفُوا عَنْ سُوءٍ فَإِنَّ اللَّهَ كانَ عَفُوًّا قَديراً (23)

به عبارتی دیگر انفاقِ علنى، سبب تشويق ديگران و رفع تهمت بخل از انسان و يك نوع تبليغ عملى  برای دین مبین اسلام است‏.نکته تربیتی که از این آیات استخراج می شود این است که باید بايد نسبت به خوبى‏ها مشوق بود و نسبت به بدى‏ها، بخشاينده. إِنْ تُبْدُوا خَيْراً ... أَوْ تَعْفُوا عَنْ سُوء (24)

آگاهی الهی از عملکرد انسانها

  •     الْحَجُّ أَشْهُرٌ مَعْلُوماتٌ فَمَنْ فَرَضَ فيهِنَّ الْحَجَّ فَلا رَفَثَ وَ لا فُسُوقَ وَ لا جِدالَ فِي الْحَجِّ وَ ما تَفْعَلُوا مِنْ خَيْرٍ يَعْلَمْهُ اللَّهُ وَ تَزَوَّدُوا فَإِنَّ خَيْرَ الزَّادِ التَّقْوى‏ وَ اتَّقُونِ يا أُولِي الْأَلْبابِ (25)
  •     يَسْئَلُونَكَ ما ذا يُنْفِقُونَ قُلْ ما أَنْفَقْتُمْ مِنْ خَيْرٍ فَلِلْوالِدَيْنِ وَ الْأَقْرَبينَ وَ الْيَتامى‏ وَ الْمَساكينِ وَ ابْنِ السَّبيلِ وَ ما تَفْعَلُوا مِنْ خَيْرٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَليمٌ (26)
  •     وَ يَسْتَفْتُونَكَ فِي النِّساءِ قُلِ اللَّهُ يُفْتيكُمْ فيهِنَّ وَ ما يُتْلى‏ عَلَيْكُمْ فِي الْكِتابِ في‏ يَتامَى النِّساءِ اللاَّتي‏ لا تُؤْتُونَهُنَّ ما كُتِبَ لَهُنَّ وَ تَرْغَبُونَ أَنْ تَنْكِحُوهُنَّ وَ الْمُسْتَضْعَفينَ مِنَ الْوِلْدانِ وَ أَنْ تَقُومُوا لِلْيَتامى‏ بِالْقِسْطِ وَ ما تَفْعَلُوا مِنْ خَيْرٍ فَإِنَّ اللَّهَ كانَ بِهِ عَليماً (27)

رمز نشاط و امید در انجام وظایف ،آگاهی و اعتقاد به آگاهی خداوند است
اعتقاد و يقين به آگاهى خداوند، رمز نشاط و اميد در انجام وظائف است. «ما تَفْعَلُوا مِنْ خَيْرٍ يَعْلَمْهُ اللَّهُ» چه پاداشى براى نيكوكاران با ايمان از اين بالاتر كه بدانند هر كار نيكى را انجام مى ‏دهند خدا از آن با خبر است، و مولى و معبود آنان، حاضر و ناظر مى‏ باشد و اين بسيار لذت بخش است كه اعمال خير در محضر او انجام مى ‏شود و اين پاداشى است قبل از پاداشهاى معنوى و مادى ديگر كه خداوند عالم و آگاه به آنها مى ‏دهد.

تجلی خیر در اعمال و رفتار انسانها

امام صادق عليه السلام فرمود: ايجاد خوش‏بينى و اصلاح ذات‏البين حتّى با دروغ گفتن، عملى پسنديده است. (28) ارزش كارها به اخلاص است و  انجام هر كار خير پنهانى و محرمانه، نشان اخلاص نيست، شايد خود تظاهر باشد. خدمت به جامعه، دعوت به نيكوكارى و همزيستى مسالمت ‏آميز خود  سبب  تجلی رفتار خیر در جامعه می شود که باعث دريافت اجر عظيم  از جانب خداوند می باشد.«نُؤْتِيهِ أَجْراً عَظِيما» (29)

اخلاق در کار خیر

قَوْلٌ مَّعْرُوفٌ وَمَغْفِرَةٌ خَيْرٌ مِّن صَدَقَةٍ يَتْبَعُهَآ أَذًى وَاللّهُ غَنِيٌّ حَلِيمٌ (30)
رسول اكرم صلى الله عليه و آله  در روایتی فرمودند: اگر سائلى نزد شما آمد، به يكى از اين دو روش عمل كنيد؛ «بذل يسير او رد جميل»  يا چيزى كه در توان داريد به او عطا كنيد، يا به طرز شايسته‏ اى او را ردّ نماييد. همچنين فرمود: اگر با مال نمى‏ توانيد به مردم رسيدگى كنيد، با اخلاق برسيد.
•    انفاق بايد همراه با اخلاق باشد. «قَوْلٌ مَعْرُوفٌ ... خَيْرٌ مِنْ صَدَقَةٍ» (30)
•    گفتگوى خوش با فقير، موجب تسكين او و عامل رشد انسان است، در حالى كه صدقه با منّت، هيچكدام را بهمراه ندارد. «قَوْلٌ مَعْرُوفٌ ... خَيْرٌ مِنْ صَدَقَةٍ»

آثار بهره مندى از خير

enlightened    افزایش ایمان: پس از انجام کار خیر شور و شفعی در فرد خیر به وجود می آید که توانسته است کار خیری را انجام دهد و برادر مومن خود را نیز خوشحال سازد از این رو از خدای خود تشکر می کند که به وی این قدرت و نیرو را داده است از طرف دیگر فرد نیازمند از اینکه خدای تعالی به او کمک کرده و وی توانسته مشکل خود را حل کند و از خدای خود تشکر و قدردانی می کند و تمام نیروی خویش را صرف رضای خداوند می کند.
enlightened     برتری نداشتن پول و مقام:در کار خیر مهم نیست که شخصیت و یا دارای چه مقام اجتماعی داشته باشیم  بلکه مهم این است که ما بتوانیم کار خیر انجام دهیم  مهمترین عامل در انجام کار خیر این است که فریفته جاه و مقام خود نشویم که این خود زمینه سازی کفر در فرد می شود. «أَيُّ الْفَرِيقَيْنِ خَيْرٌ مَقاماً» (31)
enlightened    رستگارى: رستگاری فرد  در گرو انجام کار خالصانه است.
فَآتِ ذَا الْقُرْبى‏ حَقَّهُ وَ الْمِسْكينَ وَ ابْنَ السَّبيلِ ذلِكَ خَيْرٌ لِلَّذينَ يُريدُونَ وَجْهَ اللَّهِ وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ (32)
enlightened    هدايت ويژه: خير در انسان، موجب برخوردارى از هدايتهاى ويژه خداوند و پذيرش معارف دين به صورت وسیع می شود. «وَ لَوْ عَلِمَ اللَّهُ فِيهِمْ خَيْراً لَأَسْمَعَهُمْ» (33)

رسیدن به رحمت الهی

•    أَ هُمْ يَقْسِمُونَ رَحْمَتَ رَبِّكَ نَحْنُ قَسَمْنا بَيْنَهُمْ مَعيشَتَهُمْ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ رَفَعْنا بَعْضَهُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجاتٍ لِيَتَّخِذَ بَعْضُهُمْ بَعْضاً سُخْرِيًّا وَ رَحْمَتُ رَبِّكَ خَيْرٌ مِمَّا يَجْمَعُونَ (34)
احسان، زمينه ‏ساز دريافت رحمت الهى است و بدون آن، انتظار رحمت بى‏ جاست.

عوامل بهره مندى از خير

enlightened    ايمان
ايمان به خدا، زمينه بهره مندى از همه خيرات:
لـكِنِ الرَّسولُ والَّذينَ ءامَنوا مَعَهُ ... واُولـئِكَ لَهُمُ الخَير (35)
يـاَيُّهَا النَّبِىُّ قُل لِمَن فى اَيديكُم مِنَ الاَسرَى اِن يَعلَمِ اللّهُ فى قُلوبِكُم خَيرًا يُؤتِكُم خَيرًا مِمّا اُخِذَ مِنكُم ... (36)
enlightened    با کمترین خیر سعادت  ابدی
امیداواری به اینکه حتی کارهای کوچک خیر نیز میتواند باعث سعادت انسانها شود بمانند  کارهای خیر کوچک می تواند راه سعادت افراد را فراهم می آوردبه مردم اميد بدهيد كه با كمترين خير، مى‏توانيد به سعادت برسيد. «إِنْ يَعْلَمِ اللَّهُ فِي قُلُوبِكُمْ خَيْراً يُؤْتِكُمْ خَيْراً» (36)
enlightened    تعقّل
. بهره مندى از خير زمينه انديشه و تعقّل افراد را فراهم می آورد،این اندیشه و تعقل یکی از پاداش های الهی نامحدود و غیر قابل تصور است که خداوند به افراد خیر پاداش الهی عطا می کند.
...وما عِندَ اللّهِ خَيرٌ واَبقى اَفَلا تَعقِلون. (37)

ویژگی پاداش نیکوکاران

برترى پاداش آخرت بر دنيا «ولَلأخِرَةُ خَيرٌ لَكَ مِنَ الاولی» (38)
 برترى پاداش آخرت بر دنيا، براى مؤمنان توكّل كننده و «ما عِندَ اللّهِ خَيرٌ واَبقى لِلَّذينَ ءامَنوا وعَلى رَبِّهِم يَتَوَكَّلون» (39)
بازیابی کارهای خیر در آخرت:

  •     كارهاى خير نزد خدا محفوظ است و هرگز از بين نمى‏ رود. «تَجِدُوهُ عِنْدَ اللَّهِ» (40)
  •     پاداش‏هاى خداوند از هر نظر چند برابر است. «هُوَ خَيْراً وَ أَعْظَمَ أَجْراً» (41)

توجّه به پاداش خير و برتر الهى، عاملی برای فریفته نشدن دنیوی: ولا تَشتَروا بِعَهدِ اللّهِ ثَمَنـًا قَليلاً اِنَّما عِندَ اللّهِ هُوَ خَيرٌ لَكُم اِن كُنتُم تَعلَمون (42)
ولایت الهی ، بهترين پاداش: هُنالِكَ الوَلـيَةُ لِلّهِ الحَقِّ هُوَ خَيرٌ ثَوابـًا وخَيرٌ عُقبـا (43)
آگاهی یافتن مردم به پاداشهای خیر و ارزش برتر آن: ...لَمَثوبَةٌ مِن عِندِ اللّهِ خَيرٌ لَو كانوا يَعلَمون. (44)
پاداش ابرار، پاداشى برتر از بهشت و مواهب آن: «لـكِنِ الَّذينَ اتَّقَوا رَبَّهُم لَهُم جَنّـتٌ تَجرى مِن تَحتِهَا الاَنهـرُ خــلِدينَ فيها نُزُلاً مِن عِندِ اللّهِ وما عِندَ اللّهِ خَيرٌ لِلاَبرار» (45)
 اهل بهشت در روز قيامت، داراى برترين جايگاه: «اَصحـبُ الجَنَّةِ يَومَئِذ خَيرٌ مُستَقَرًّا واَحسَنُ مَقيلا» (46)

خیر در احادیث

اهميّت دادن به نيكى

•    .پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: به نيكى اهميّت بده و پيش از حسرت و پشيمانى ، نيكى كن (47)
•    .پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: خداوند، نيكى ها و بدى ها را مقرّر ساخت ، سپس آنها را بيان فرمود. پس، هر كس به كار نيك همّت گمارَد، هر چند كه آن را انجام ندهد ، خداوندْ آن را برايش حسنه كامل مى نويسد . [ و] اگر به نيكى تصميم بگيرد و آن را انجام بدهد ، خداوندْ آن را نزد خويش ده حسنه تا هفتصد برابر و [ حتّى ]بيشتر مى نويسد . و هر كس به بدى تصميم بگيرد ، ولى آن را انجام ندهد ، خداوندْ آن را نزد خويش حسنه كامل براى او مى نويسد و اگر بر كار بدى تصميم بگيرد و آن را انجام بدهد ، خداوندْ آن را براى او تنها يك گناه مى نويسد. (48)
•    پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :پروردگار والاى شما ، مهربان است. هر كس به كار نيكى تصميم بگيرد ، ولى آن را انجام ندهد ، برايش يك حسنه نوشته مى شود ، و اگر آن را انجام بدهد ، برايش ده تا هفتصد تا چندين برابر نوشته مى شود . و هر كس به كار بدى تصميم بگيرد ، ولى آن را انجام ندهد ، براى او يك حسنه نوشته مى شود ، و اگر آن را انجام بدهد ، براى او يك گناه نوشته مى شود ، يا آن كه خداوندْ آن را نيز محو مى كند و در آستان خداوند ، جز هلاك شده ، به تباهى (هلاكت) نمى رسد!  (49)
•    امام صادق عليه السلام :هرگاه بنده به كار نيك تصميم بگيرد [، ولى آن را انجام ندهد]، برايش يك حسنه مى نويسند، و اگر آن را انجام بدهد ، برايش ده حسنه مى نويسند ، و اگر به كار بدى تصميم بگيرد [ ، ولى آن را انجام ندهد]، [چيزى] بر ضدّ او نمى نويسند، و اگر آن را انجام بدهد، تا نُه ساعت مهلتش مى دهند؛ اگر از آن پشيمان شد و از خدا آمرزش طلبيد و توبه كرد ، [ چيزى] بر ضدّ او نمى نويسند و اگر پشيمان نشد و توبه نكرد ، بر ضد او يك گناه مى نويسند. (50)

آسانى و سنگينى كار نيك

•    امام على عليه السلام : انجام دادنِ كار نيك، آسان تر از انجام دادن كار بد است. (51)
•    امام باقر عليه السلام :خداوند، كار نيك را بر اهل دنيا سنگين ساخته است، همان گونه كه در روز قيامت، در ميزان اعمالشان سنگين است؛ و خداوند، كار بد را بر اهل دنيا سبك ساخته است، همان گونه كه در روز قيامت، در ميزان اعمالشان سبك است (52)

پاداش نیت خیر

•    پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: هر كس به كار نيك تصميم بگيرد ، ولى انجامش ندهد وخدا بداند كه آن تصميم در دل اوست و به انجام دادن آن علاقه دارد ، براى او يك حسنه مى نويسند. ... و هر كس يك كار نيك انجام دهد ، براى او ده برابر آن است و هر كس در راه خدا يك انفاق كند ، براى او هفتصد برابر است (53)
•    پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :نيّت خوب ، صاحبش را به بهشت مى برد و [ نيز ]اخلاق نيكو ، صاحبش را به بهشت مى برد. (54)
•    سنن أبى داود ـ به نقل از ابو موسى ـ : (بارها ، نه يك بار و نه دو بار ، از پيامبر صلى الله عليه و آله شنيدم كه مى فرمود : «وقتى كسى نيكوكار باشد و به خاطر بيمارى يا مسافرت نتواند آن كار نيك را انجام دهد ، براى او مثل كار نيكى را مى نويسند كه در حالت تندرستى و يا در اقامتگاهش انجام مى داد (55)
•    عدّة الداعى ـ به نقل از ابو موسى ـ  : پيامبر خدا فرمود : «هرگاه بنده اى در مسير نيكى بود ، ولى بيمار شد ، يا به سفر رفت و يا به سبب سالخوردگى ، از انجام دادن آن كار نيكْ ناتوان شد ، خداوند براى او مثل آنچه انجام مى داد ، مى نويسد. «پيامبر صلى الله عليه و آله ، سپس اين آيه را خواندْ» : براى آنان پاداشى بدون منّت است (56)

آرامش پس از انجام کار خیر

•    پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: آنچه تو را به ترديد مى افكند، وا گذار و به سوى چيزى رو كن كه در تو ترديد نمى انگيزد؛ چرا كه نيكى، [ مايه] اطمينان و آرامش است و بدى، [ موجب اضطراب و] ترديد. (57)
•    پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: نيكى، آن است كه جان با آن آرام گيرد و دل با آن اطمينان يابد؛ و گناه آن است كه در درون ، اضطراب پديد آورد و در سينه ، ترديد (58)
•    پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :نيكى، آن است كه سينه ات براى آن گشاده شود و گناه، آن است كه در دلت اضطراب ايجاد كند، هر چند مردم [ بر خلاف آنچه دلت مى فهمد،] اظهارنظر كنند. (59)
•    پيامبر خدا صلى الله عليه و آله چون از ايشان پرسيدند: نيكى و گناه چيست؟ ـ ) : نيكى، خوشرفتارى است؛ و گناه، آن است كه در سينه ات اضطرابْ پديد آورد و خوش نداشته باشى كه مردم از آن آگاه شوند. (60)

احادیثی راجع به تعجیل در کار خیر در اصول کافی

1.حمزة بن حمران گوید: شنیدم حضرت امام صادق (علیه السّلام) می فرمودند: هرگاه یکی از شما آهنگ کار نیکی کرد آن را پس نیندازد زیرا بنده ای بسا یک نمازی گذارد و یا روزی را روزه دارد و به او گفته شود، پس از آن هر کاری خواهی بکن که خدایت آمرزیده.
2- حضرت امام صادق (علیه السّلام) فرمودند: پدرم همیشه می فرمودند: چون آهنگ کار نیکی کردی بشتاب ، زیرا تو نمی دانی چه رخ می دهد.
3- رسول خدا (صلّی الله علیه و آله و سلّم) فرمودند: به راستی خدا دوست دارد از کار نیک آنچه در آن شتاب شود.
4- رسول خدا (صلّی الله علیه و آله و سلّم) فرمودند: هر که آهنگ کار نیکی کرد باید در آن بشتابد و آن را پس نیندازد، زیرا بنده بسا باشد که کاری کند و خدا تبارک و تعالی می فرماید: من تو را آمرزیدم و هرگز بر تو چیزی نمی نویسم و هر که قصد گناهی کند باید آن را نکند، زیرا بسا بنده کار بدی کند و خدای سبحان او را ببیند و می فرماید: نه ، سوگند به عزت و جلالم ، تو را پس از آن هرگز نیامرزم.
5- رسول خدا (صلّی الله علیه و آله و سلّم) فرمودند: چون قصد چیزی از خیر را کردی آن را پس مینداز، زیرا خدا عزوجل بسا که توجه به بنده ای کند و او در حال طاعتی است، پس می فرماید: سوگند به عزت و جلالم پس از این هرگز تو را عذاب نکنم و چون قصد معصیتی کردی آن را به کار مبند زیرا بسا که در حالی خدا توجه به بنده کند که مشغول گناه است، پس می فرماید: سوگند به عزت و جلالم تو را بعد از آن هرگز نیامرزم.
6- حضرت امام صادق (علیه السّلام) فرمودند: هرگاه یکی از شما قصد خیر یا رساندن نفعی به غیر کرد از سمت راست و چپش دو شیطانند، پس بشتابد، مبادا او را از آن باز دارند.
7- حضرت امام باقر (علیه السّلام) می فرمودند: هر که قصد کار خیری کند باید بدان بشتابد زیرا هر کار خیری پس افتد به راستی شیطان را در آن نظری است.
8- حضرت امام باقر (علیه السّلام) می فرمودند: به راستی خدا کار خیر را بر مردم دنیا سنگین ساخته مانند سنگینی آن در ترازوی عملشان در روز قیامت و خدا عزوجل کار شر را بر مردم دنیا سبک و آسان کرده مانند سبکی آن در ترازوی عملشان در روز قیامت. (61)
پی نوشتها:
1. سوره بقره، آیه 45.
2, سوره قصص، آیه 66.
3, سوره آل عمران، آیه 117.
4, سوره البقره، آیه 184.
5, سوره البقره، آیه 103.
6, سوره آل عمران، آیه 198.
7, سوره البقره، آیه 110.
8, سوره نحل، آیه 30.
9, سوره نحل، آیه 16.
10, سوره نحل، آیه 30.
11, معجم الکبیر: 1/250/720.
12, سوره انبیاء، آیه 73.
13, سوره حج، آیه 77.
14, سوره آل عمران، آیه 115.
15, سوره آل عمران، آیه 178.
16, سوره بقره، آیه 110.
17, سوره اسراء، آیه 7.
18, سوره تغابن، آیه 16.
19, سوره مزمل، آیه 20.
20, سوره بقره، آیه 44.
21, سوره آل عمران، آیه 110.
22, سوره بقره، آیه 271.
23, سوره نساء، آیه 149.
24, سوره نساء، آیه 149.
25, سوره بقره، آیه 197.
26, سوره بقره، آیه 215.
27, سوره نساء، آیه 27..
28, کافی، ج2، ص 341.
29, سوره النساء، آیه 114.
30, سوره بقره، آیه 263.
31, سوره مریم، آیه 73.
32, سوره روم، آیه 38..
33, سوره انفال، آیه 23.
34, سوره زخرف، آیه 32.
35, سوره توبه، آیه 88.
36, سوره انفال، آیه 70.
37, سوره قصص، آیه 60.
38, سوره ضحی، آیه 4.
39, سوره شوری، آیه 36.
40, سوره بقره، آیه 110.
41, سوره مزمل، آیه 20.
42, سوره نحل، آیه 95.
43, سوره کهف، آیه 44.
44, سوره بقره، آیه 103.
45, سوره آل عمران، آیه 198.
46, سوره فرقان، آیه 24-25.
47, کنز العمّال: 6/165/15229.
48, صحیح البخاری: 5/2380/6126.
49, مسند ابن حنبل: ۱ / ۵۹۸ / ۲۵۱۹.
50, الخصال: 418/11.
51, غرر الحکم: 1119، و راجع عیون الحکم و المواعظ: 85/2055.
52, الکافی: 2/143/10، الخصال: 17/61 عن محمّد بن مسلم، بحار الأنوار: 71/215/13.
53, مسند ابن حنبل: 7/30/19057.
54, المعجم الکبیر: 4/206/4152.
55, کنز العمّال: 3/421/7259.
56, کنز العمّال: 3/310/6703.
57, المستدرک علی الصحیحین: 2/16/2169 و 2170.
58 , سنن الدارمی: 2/696/2438.
59, المعجم الکبیر: 22/148/402.
60, سنن الترمذی: 4/597/2389.
61, اصول کافی، ج4، ص 427.

 

بخش دوم: جایگاه انفاق در قرآن و احادیث

انفاق در قرآن

قرآن کریم افق های جدیدی را در بین نیکوکاران می گشاید تا مفاهیم دیگری را بدانها ارایه می دهد که به شکلی زمینه ساز تهذیب و پاکیزه نمودن دلها گردد  و با  جمع رحمت و انجام وظیفه بندگی در برابر خدای عزوعجل نموده و از اجر و پاداش مضاعف بهره مند گردد، و تا زمانی که خداوند برای بنده اش خوبی می خواهد، نتیجه ای سرشارتر عایدش می گردد و از آن پس پاداش کسانی را که بخواهد چند برابر کند. (1)

عناصر انفاق:

بر اساس آیات ذکر شده در انفاق عناصر آن را  می توان به این صورت طبقه بندی کرد:

عنصر اول: مِمَّا رَزَقْناهُمْ‏

انفاق يك قانون عمومى در جهان آفرينش و مخصوصا در سازمان بدن هر موجود زنده است، قلب انسان تنها براى خود كار نمى‏ كند، بلكه از آنچه دارد به تمام سلولها انفاق مى‏ كند، مغز و ريه و ساير دستگاه هاى بدن انسان، همه از نتيجه كار خود دائما انفاق مى‏ كنند، و اصولا زندگى دسته جمعى بدون انفاق مفهومى ندارد .مردم پرهيزگار آنها هستند كه نه تنها از اموال خود، بلكه از علم و عقل و دانش و نيروهاى جسمانى و مقام و موقعيت اجتماعى خود، و خلاصه از تمام سرمايه ‏هاى خويش به آنها كه نياز دارند مى‏ بخشند، بى آنكه انتظار پاداشى داشته باشند.و تعبير مِمَّا رَزَقْناهُمْ‏ (از آنچه به آنها روزى داده‏ ايم) تعبير وسيعى است كه تمام سرمايه‏هاى مادى و معنوى را در بر مى‏گيرد، آنها نه تنها از اموالشان بلكه از علم و دانششان، از هوش و فكرشان، از موقعيت و نفوذشان و از تمام مواهبى كه در اختيار دارند در راه بندگان خدا مضايقه نمى‏ كنند
در حديثى از امام صادق ع مى‏خوانيم كه در تفسير جمله "وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُونَ‏" فرمود: مفهوم آن اين است از علوم و دانشهايى كه به آنها تعليم داده‏ايم نشر مى‏ دهند، و به نيازمندان مى ‏آموزند"
•    در انفاق نيز بايد ميانه ‏رو باشيم. «مِمَّا رَزَقْناهُمْ»«مِمَّا»، (مِن ما) است و يكى از معانى «من» بعض است. يعنى بعضى از آنچه روزى كرده ‏ايم- نه همه را- انفاق مى‏ كنند.
•    از هرچه خداوند عطا كرده (علم، آبرو، ثروت، هنر و ...) به ديگران انفاق كنيم.«مِمَّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُونَ» امام صادق عليه السلام مى ‏فرمايد: از آنچه به آنان تعليم داده‏ايم در جامعه نشر مى‏ دهند.
•    انفاق بايد از مال حلال باشد، چون خداوند رزق‏ هر كس را از حلال مقدّر مى‏كند. «رَزَقْناهُمْ»
•    آنچه داريم از خداست، با انفاق كردن مغرور نمى‏شويم. بهتر مى‏توانيم قسمتى از آن را انفاق كنيم. «مِمَّا رَزَقْناهُمْ» (2)

فرموده مولایم علی، خیر الامور اوسطها               افراط و تفریط آورد ، بر اهل عالم هر بلا
راه سعادت بر همه، اینجا مشخص میشود               گردد گدایان پادشاه، از این حدیث مرتضی
      اعجاز گردد زین سخن، گر بشنوی آداب آن          در عرصه های بی هدف، هرگز مکن خود را فدا
     بیهوده عمرت میرود، بر بادهای بی طرف               چون عقدهُ آتشفشان، ریزد به سر سنگ جفا
تندی و کندی میزند، هر آدمی را بر زمین پس            باید از مولا علی، خواهی دهد دستت عصا
این خوشه ها را جعفری، با عشق پیدا کرده است            بشنو دوباره از علی، خیر الامور اوسطها

محمدرضا جعفری

عنصر دوم: تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ

لَنْ تَنالُوا الْبِرَّ حَتَّى تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ وَ ما تُنْفِقُوا مِنْ شَيْ‏ءٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَليمٌ (3)
رسيدن به مقام نيكوكاران واقعى، شرايط زيادى دارد كه يكى از آنها انفاق كردن از اموالى است كه مورد علاقه انسان است.
•    آنچه را كه خود دوست مى‏دارى انفاق كن، نه آنچه را كه بينوايان دوست مى‏دارند. «مِمَّا تُحِبُّونَ»، نه «ممّايحبّون»
•    در انفاق نه افراط و نه تفريط، تنها بخشى از آنچه را دوست دارى، انفاق كن.
•    در انفاق، اصل كيفيّت است، نه كميّت. «مِمَّا تُحِبُّونَ»
•    يگانه راه رسيدن به مقام نيكوكاران، انفاق خالصانه از امور مورد علاقه است.

عنصر سوم: وَ ما تُنْفِقُوا مِنْ شَيْ‏ءٍ

•    لَنْ تَنالُوا الْبِرَّ حَتَّى تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ وَ ما تُنْفِقُوا مِنْ شَيْ‏ءٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَليمٌ (4)
•    قُلْ إِنَّ رَبِّي يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ يَشاءُ مِنْ عِبادِهِ وَ يَقْدِرُ لَهُ وَ ما أَنْفَقْتُمْ مِنْ شَيْ‏ءٍ فَهُوَ يُخْلِفُهُ وَ هُوَ خَيْرُ الرَّازِقينَ (5)
در آیات بالایی ،در عبارت «وَ ما تُنْفِقُوا مِنْ شَيْ‏ءٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَلِيمٌ‏» ؛ آنچه در راه خدا انفاق مى‏كنيد كم يا زياد از اموال مورد علاقه يا غير مورد علاقه، خداوند از همه آنها آگاه است و بنا بر اين هرگز گم نخواهد شد و نيز چگونگى آن بر او مخفى نخواهد ماند.
•    مهم انفاق است حتّى اگر اندك باشد. «وَ ما تُنْفِقُوا مِنْ شَيْ‏ءٍ» آرى يك برگ زرد روى آب، مى‏تواند كشتى صدها مورچه شود.
•    حال كه خداوند انفاق ما را مى‏بيند، چرا در كمّ و كيف آن كوتاهى كنيم؟
•    بياييد بهترين‏ها را انفاق كنيم.
•    پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند:هر كه دوست دارد چيزى را پس آن را در راه خدا صرف كند حق سبحانه در روز قيامت گويد كه بندگان در دنيا مكافات ميكردند ميان يكديگر بنيكويى امروز من مكافات كنم ترا ببهشت . (6)
•    انفاق مهم است نه مقدار آن. «ما أَنْفَقْتُمْ مِنْ شَيْ‏ءٍ»
•    انفاق، تنها با مال نيست بلكه از هر نعمتى كه خدا به انسان داده مى‏توان انفاق كرد. «ما أَنْفَقْتُمْ مِنْ شَيْ‏ءٍ»
نکته مهم:
«وَ ما أَنْفَقْتُمْ‏ و آنچه نفقه ميكنيد مِنْ شَيْ‏ءٍ» از چيزى كه شما راست در راه خدا «فَهُوَ پس خدا يُخْلِفُهُ‏» عوض ميدهد ان را در دنيا بزيادتى نعمت يا ذخيره مينهد براى آخرت
•    انفاق‏ها جبران مى‏ شود. «فَهُوَ يُخْلِفُهُ» و خداوند ضامن جبران است. «فَهُوَ يُخْلِفُهُ»
•    انفاق‏ها به بهترين صورت جبران مى‏شود. «خَيْرُ الرَّازِقِينَ»

عنصر چهارم: سِرًّا وَ عَلانِيَةً

در ابتدای این بحث این نکته را خاطر نشان می کنیم که انجام کار خیر مهمتر از آشکارا یا پنهانی بودن آن است.
الف-انجام کار مهمتر از هر چیزی
مخفی بودن و آشکار بودن کار خیر منوط به فعل انجام کارهاست. وقتی که انسان در شرایط و موقعیت  کاری برای قرار می گیرد،عمل خیر را انجام میدهد،انسان خالص منتظر نمی مونه که ببنیه چه اتفاقی برایش رخ می دهد بلکه می خواهد صرفا این کار برایش انجام شود  و هدف از انجام کار برایش مهم است نه موقعیت و شرایطی که در آن قرار گرفته است.
ب- روشهای انفاق:آشکارا یا پنهان بودن
 آیات فراوانی در مورد آشکارا یا پنهانی بودن انفاق بیان شده است در این زمینه می توان به آیه 274 بقره اشاره کرد،خداوند در این آیه می فرماید: (الَّذِينَ يُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ بِاللَّيْلِ وَ النَّهارِ سِرًّا وَ عَلانِيَة) ناگفته پيدا است كه انتخاب اين روشهاى مختلف رعايت شرائط بهتر براى انفاق است، يعنى انفاق كنندگان بايد در انفاق خود به هنگام شب يا روز، پنهان يا آشكار این نکات را در نظر بگیرند ولی شایان ذکر است که اگر خواستند به صورت پنهانی باشد :
•    آبروى آنان حفظ شود،
•    و هم خلوص بيشترى در آن باشد،
•    انفاق پنهان بهتر است، چون در اين آيه‏ «سِرًّا» بر «عَلانِيَةً» مقدّم شده است (7)
صورت آشکارا باشد»
•    و آنجا كه مصالح ديگرى مانند تعظيم شعائر و تشويق و ترغيب ديگران در كار است،
•    انفاق آشكار، سبب تربيت نسل وتشويق ديگران
•    و انفاق جنبه شخصى ندارد،

اصول اخلاقی انفاق:

انفاقات بايد فى سبيل اللَّه باشد و از سرچشمه ايمان. سرچشمه بگيرد نه به خاطر ريا و تظاهر باشد
انفاقات بايد از منبع ايمان سرچشمه بگيرد و براى رضای  خدا باشد.
 يا أيُّهَا الَّذينَ امَنوا لا تُبْطِلوا صَدَقاتِكُمْ بِالْمَنِّ وَ الْأذى‏ كَالَّذى يُنْفِقُ مالَهُ رِئاءَ النّاسِ وَ لا يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْاخِرِ فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ صَفْوانٍ عَلَيْهِ تُرابٌ
... وَ مَثَلُ الَّذينَ يُنْفِقونَ أمَوالَهُمُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ وَ ثَثْبيتاً مِنْ أنْفُسِهِمْ كَمَثَلِ جَنَّةٍ بِرَبْوَةٍ .. (8)
در انفاقات نبايد زياده روى بشود
طبق دستورات قرآنی،در انفاقات نه آنقدر باید ولخرجی کرد که خودمان نیازمند باشید و نه آنقدر بسته باشیم که انفاق نکنیم.
•    وَلاَ تَجْعَلْ يَدَكَ مَغْلُولَةً إِلَى عُنُقِكَ وَلاَ تَبْسُطْهَا كُلَّ الْبَسْطِ فَتَقْعُدَ مَلُومًا مَّحْسُور (9)
•    وَ الَّذينَ إذا أنْقَقوا لَمْ يُسْرِفوا وَ لَمْ يَقْتُروا وَ كانَ بَيْنَ ذلِكَ قَواما (10)
ًدر انفاقات بايد جنبه توجه به اثر و رعايت حكمت صدقه. ملحوظ باشد، پايه انفاقات بايد عقل باشد نه عاطفه‏
انفاقات بايد حكيمانه و منطقى و از روى توجه به اثر و نتيجه باشد؛ تنها حسن نيت و اخلاص كافى نيست، حكمت و منطق و تعقل هم لازم است
استمرار انفاق،سبب رشد و تکامل انسان، رسیدن به پاداش الهی
انسانهاى نيكوكار در پرتو نيكى‏هايشان نمو و رشد معنوى پيدا مى‏كنند و اين افراد همچون بذرهاى پر ثمرى هستند كه به هر طرف ريشه و شاخه مى‏گستراند و همه جا را زير بال و پر خود مى ‏گيرد.
•    انفاق، تنها پاداش اخروى ندارد، بلكه سبب رشد وتكامل وجودى خود انسان مى‏گردد. «مَثَلُ الَّذِينَ يُنْفِقُونَ»
•    ستايش قرآن از كسانى است كه انفاق سيره‏ى هميشگى آنان باشد. «يُنْفِقُونَ» فعل مضارع دلالت بر استمرار دارد.
•    انفاق، زمانى ارزشمند است كه در راه خدا باشد. در اسلام اقتصاد از اخلاق جدا نيست. «فِي سَبِيلِ اللَّهِ»
•    تشويق و وعده‏ى پاداش، قوى‏ترين عامل حركت است. پاداش هفتصد برابر«وَ اللَّهُ يُضاعِفُ»
•    اگر انفاق مال، تا هفتصد برابر قابليّت رشد و نموّ دارد؛ «كَمَثَلِ حَبَّةٍ أَنْبَتَتْ سَبْعَ سَنابِلَ فِي كُلِّ سُنْبُلَةٍ مِائَةُ حَبَّةٍ» پس حساب كسانى كه در راه خدا جان خود را انفاق مى‏كنند چه مى‏تواند باشد؟! «وَ اللَّهُ واسِعٌ عَلِيمٌ»
انفاق چگونه باید صورت گیرد؟
در قرآن مجيد آيات فراوانى- مخصوصا در سوره بقره- درباره انفاق و بخشش در راه خدا آمده است و براى اين كار پاداشها و فضيلتهاى بزرگى ذكر شده همين امر سبب مى‏شد كه درباره جزئيات اين كار از پيامبر سؤال كنند و بدانند از چه چيزهايى و در مورد چه كسانى انفاق كنند؟ امام سجاد عليه السلام در دعاى مكارم‏الاخلاق از خداوند مى‏خواهد كه او را در انفاق كردن هدايت كند. در آيه مورد بحث مى‏فرمايد:" از تو سؤال مى‏كنند چه چيز را انفاق كنند" (يَسْئَلُونَكَ ما ذا يُنْفِقُونَ‏).سپس مى‏افزايد" بگو هر خير و نيكى (و هر گونه سرمايه سودمند مادى و معنوى) كه انفاق مى‏ كنيد براى پدر و مادر و نزديكان و يتيمان و مستمندان و واماندگان در راه بايد باشد" (قُلْ ما أَنْفَقْتُمْ مِنْ خَيْرٍ فَلِلْوالِدَيْنِ وَ الْأَقْرَبِينَ وَ الْيَتامى‏ وَ الْمَساكِينِ وَ ابْنِ السَّبِيلِ‏) (11). نکته  بسیار مهم این است که لزومى ندارد تظاهر كنيد، و مردم را از كار خويش آگاه سازيد، چه بهتر كه براى اخلاص بيشتر انفاقهاى خود را، پنهان سازيد، زيرا كسى كه پاداش مى ‏دهد از همه چيز با خبر است، و كسى كه جزا به دست اوست حساب همه نزد اوست. جمله "وَ ما تَفْعَلُوا مِنْ خَيْرٍ" معنى وسيعى دارد كه تمام اعمال خير را شامل مى‏شود نه تنها انفاق در راه خدا كه هر كار نيكى را خداوند مى‏ داند، مى‏ بيند و پاداش خير مى‏ دهد.
•    مال و دارايى دنيا، در دست افراد با ايمان، مايه‏ى خير است. «من خير»
•    انفاق، شامل كارهاى كوچك و بزرگ مى‏ شود. «من خير»
•    انفاق بايد از چيزهاى خوب ومرغوب باشد. «من خير»
•    انفاق، تنها در امور مالى نيست، هر نفع و بهره‏اى را در برمى گيرد. «من خير»
•    بهترين مورد انفاق، والدين و بستگان هستند. «فَلِلْوالِدَيْنِ وَ الْأَقْرَبِينَ ...»
•    انفاق به خويشان، مايه‏ى استحكام پيوندهاى خانوادگى، و انفاق به ديگران، سبب جبران كمبودهاى مالى و عاطفى نيازمندان و برطرف نمودن اختلاف طبقاتى است. «فَلِلْوالِدَيْنِ وَ الْأَقْرَبِينَ وَ الْيَتامى‏ وَ الْمَساكِينِ وَ ابْنِ السَّبِيلِ»
•    عمل صالح، هرگز ضايع نمى‏شود. خواه آشكار صورت گيرد يا مخفيانه، كم باشد يا زياد. «فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَلِيمٌ»
•    ايمان به آگاهى خداوند از عمل ما، بهترين تشويق است. «فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَلِيمٌ»

انگیزه انفاق: معاد و قیامت

اگر انسان، مرگ و قيامت را باور كند، خيلى راحت انفاق مى‏كند. قرآن، چندين بار براى ايجاد انگيزه انفاق، مسئله معاد و قيامت را مطرح كرده است، از جمله در سوره بقره آيه 254 مى‏ فرمايد: «أَنْفِقُوا مِمَّا رَزَقْناكُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَ يَوْمٌ لا بَيْعٌ فِيهِ وَ لا خُلَّةٌ وَ لا شَفاعَةٌ» از آنچه به شما داده‏ايم پيش از آن كه قيامت فرارسد كه دوستى و داد و ستد و شفاعتى در كار نيست، انفاق كنيد. مما رزقناکم ، بيانگر اين حقيقت است كه همه اينها از ناحيه ديگرى است و" چند روزى اين امانت نزد ما است"، بنا بر اين بخل ورزيدن چه معنى دارد؟

شرایط انفاق: چه کسانی انفاق می کنند؟

خداوند مى فرماید: کسانى که اموال خود را در راه خدا انفاق مى کنند سپس به دنبال انفاقى که کرده اند منت نمیگذارند و آزارى نمیرسانند پاداش آنها، نزد پروردگارشان است. علاوه بر این نه ترسى بر آنها است و نه غمگین مى شوند. از این آیه به خوبى استفاده مى شود که انفاق در راه خدا در صورتى در پیشگاه پروردگار مورد قبول واقع مى شود که به دنبال آن منت و چیزى که موجب آزار و رنجش نیازمندان است نباشد. بنابراین کسانى که در راه خداوند بذل مال مى کنند ولى به دنبال آن منت میگذارند یا کارى که موجب آزار و رنجش است مى کنند در حقیقت با این عمل ناپسند اجر و پاداش خود را از بین مى برند.

نکات انفاقی برگرفته از سوره هل اتی

1.خیر بودن؛  بدون محدودیت زمان و مکان (یطْعِمُونَ الطَّعَامَ)
enlightened    امام (علی علیه السلام) و حضرت فاطمه (سلام الله علیها) از طعامی که در اختیار داشتند،انفاق کردند.
انسان برای انجام دادن کار خیر نباید پولدار باشد، یا چیز فوق العاده ای را برای انفاق کردن در اختیار داشته باشید؛ بلکه می تواند با استفاده از امکاناتی که در اختیار دارد به انجام کار خیر مبادرت ورزد.

2.دوست داشتن مال مورد انفاق قرار گرفته (وَيُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَى حُبِّهِ)
enlightened    امام علی علیه السلام و حضرت فاطمه (سلام الله علیها) طعامی را که دوست داشته اند به فقیر و اسیر داده اند
انسان از مالی یا چیزی که در اختیار دارد انفاق یا کار خیر را انجام دهد ملاک دوست داشتن مالی است که می تواند انفاق کرد نه از زیادی یا کمی مال یا هنگامی که چیزی را دوست نداشته باشیم و بخواهیم آن را به کسی بدهیم

3. رضای خداوند ، بدون انتظار تقدیر و تشکر از دیگران (لِوَجْهِ اللَّهِ)
enlightened    امام علی علیه السلام  و حضرت فاطمه (سلام الله علیها)طعام را صرفا و صرفا برای رضای خدا به یتیم دادند.
در جامعه امروزی انسانهایی کار خیر انجام می دهند انتظار دارند از آنها به نحو احسن تقدیر و تتشکر شود و در هر جایی که حاضر می شوند مورد احترام جمع حاضر قرار گیرند مثلا در نظر بگیرید خیری به مسجد می رود همه حاضرین به احترام وی صلوات می فرستند اگر این کار انجام نشود به فرد خیر برمی خورد و انتظآر تقدیر و تشکر دارد.

4.انفاق نه برای دلسوزی؛ برای رضای خدا (لِوَجْهِ اللَّهِ)
enlightened    طعامی را که امام علی علیه السلام و حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها به یتیم داد صرفا صرفا صرفا برای رضای خدا بودنه از سر دلسوزی  و یا جلب توجه.امام علی علیه السلام و حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها بر این نکته تاکید دارند که فقط فقط فقط طعام را برای رضای خدا می دهند
خیلی وقتها اعمالی و رفتاری را که برای کمک به افراد نیازمند انجام می دهیم صرفا برای رفع نگرانی و دلسوزی است که به فرد نیازمند داریم و برای آسوده خاطر شدن خود این کار و رضایت خود را انجام می دهیم  ولی هدف از انفاق برای انفاق کننده صرفا رضایت خداست.

5.انفاق، بدون هیچ انتظاری (إِنَّمَا نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لَا نُرِيدُ مِنكُمْ جَزَاء وَلَا شُكُورًا)
enlightened    در اینجا ضمیر کم به طعام باز می گردد آنها به این نکته اشاره می کنند که ما این طعام را برای رضای خدا به شما می دهیم ،ما از شما هیچگونه تشکر و تبلیغی نمی خواهیم بلکه ما از شما هیچ چیزی نمی خواهیم بلکه فقط و فقط برای رضای خدا اینکار را انجام می دهیم. آنهامنتظر این نبودند که ازشون تشکر و تقدیر شود بلکه معتقد بودند برای خدا این کار را انجام دهند
خیلی وقت ها کار خیر را می کنیم ولی منتظریم که  فرد حمایت شده ازمون تشکر بکنه؛ در حالی که اگر برای خدا انجام داده باشیم نباید منتطر هیچ گونه تشکری از آنها داشته  باشیم.

6. انفاق خالصانه؛ تبلیغ الهی (انَّمَا)
enlightened    حضرت علی علیه السلام ادعایی برای طعام دادن به مسکین نداشت بلکه فقط و فقط برای خدا اینکار را انجام داد و خداوند این تبلیغ را برای وی انجام داد یک تبلیغ دایمی بود
اگر انسان خالصانه برای خدا کار بکند خداوند تبلیغ وی را می کنه کاری میکنه در بین همه عزیز بشه مثلا شهدای کربلا 72 تن بودند که صرفا برای رضای خدا رفتند و خداوند آنها را تبلیغ کرد و تمامی اتفاقات رخ داده را بدون هیچ کم و کاستی به گوش همگان رساند ولی در حال حاضر گروه  داعشی را می بینیدکه روزانه چندتن  انسان را می کنشد ولی به دلیل اینکه کارشون خدایی نیست هیچ اتفاق خاصی رخ نمی دهد و چندان مورد توجه نیستند.

فواید انفاق

•    انفاق، مانع هلاکت اجتماع است. (12)
•    سبب زیادی مال می شود. (13)
•    سبب جایگزینی مال می شود. (14)
•    روح فداکاری در انسان ایجاد می کند. (15)
•    باعث آمرزش گناهان و فزونی مال است. (16)
•    خداوند به انفاق انسان ها آگاه است. (17)
•    آنچه در راه خداوند انفاق شده، پس داده می شود. (18)
•    باعث تقرّب به خداوند است. (19)
•    انفاق نزد پروردگار ثبت می شود. (20)
•    نفس را تزکیه می کند. (21)

انفاق در احادیث

کمکهای مردمی در فرهنگ اسلام از اهمیت بسیار بالائی برخوردار است .نه تنها کمک به نیازمندان،بلکه هرگونه کمک به کارهای خیر و فعالیتهای مثبت اجتماعی اعم از ساختن مدرسه،درمانگاه ،جاده،مراکز فرهنگی،مساجد و مانند آنها،به عنوان انفاق فی سبیل الله در این مفهوم درج است همه از بهترین اعمال محسوب می شود و سرچشمه انواع برکات و آثار معنوی و مادی در دنیا و آخرت است.کافی است که به روایات زیر که نمونه ای از بسیار است توجه کنید:
بزرگترین نعمت:
امام على عليه السلام: به راستى كه هزينه كردن اين مال در راه طاعت خدا بزرگترين نعمت است و خرج كردن آن در راه معاصى او بزرگترين محنت (رنج). (22)  
خوشبخت ترین مردم:
امام على عليه السلام: خوشا كسى كه زيادى مال خويش را انفاق كند و جلوى زياده گويى خود را بگيرد. (23)
 و در روایت دیگری می فرماید:خوشا آنكه خود را خوار انگاشت و درآمدى (عملى) پاك و نهادى سالم و شايسته و اخلاقى نيكو يافت و زيادى مال و ثروتش را انفاق كرد و زبانش را از زياده گويى نگه داشت. (24)
ثواب انفاق:
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هر كه يك درهم در راه خدا بدهد، خداوند برايش هفتصد ثواب مى نويسد. (25)
اثر انفاق در قیامت:
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : سرزمين قيامت سراسر (گرما) آتش است، مگر سايه مؤمن؛ زيرا كه صدقه اش بر او سايه مى افكند. (25)
ملعون ترین فرد:
امام صادق عليه السلام: ملعون است، ملعون كسى كه خداوند مالى به او ببخشد و او از آن مال صدقه اى ندهد. (26)

بخش سوم: جایگاه خیر در نهج البلاغه

خیرات در نهج البلاغه

اگر انسان‏ها را به مسافرانى تشبيه كنيم كه از يك محيط كوچك و آلوده، به سوى جهانى بزرگ و مملوّ از پاكى‏ها و نيكى‏ها در حركتند، چيزى به گزاف نگفته‏ايم، بلكه مسافرت واقعى همين سفر است كه انسان از جهان پست و كوچك دنيا به سوى جهان والا و بى‏نهايت آخرت كوچ مى‏كند و تمام امورى كه در يك سفر معمولى دنيا، از مكانى به مكان ديگر لازم است، در اين سفر نيز وجود دارد: زاد و توشه و مركب، مبدأ و مقصد، دليل راه، موانع و خطرات و احيانا راهزنان راه، كه بحث در باره هر يك از اينها گسترده است. در مورد زاد و توشه، قرآن مجيد با صراحت تمام آن را تقوا و پرهيزگارى، يعنى پرهيز از گناهان و اطاعت فرمان خدا و گرايش به تمام نيكيها و پاكيها معرّفى مى‏كند. در نهج البلاغه بارها درباره خیر صحبت شده است و ما در این مجال اندک به فراخور موضوع به آن می پردازیم.

درخواست از خداوند برای انجام کار خیر

امیر المومنین در قسمتی از نهج البلاغه می فرماید : «اى مردم هر كس از خدا خير خواهى طلبد، توفيق يابد، و آن كس كه سخنان خدا را راهنماى خود قرار دهد به راست‏ترين راه، هدايت خواهد شد» اصلی ترین نکته ای که به ذهن همه ما می رسد این است که بعضی اوقات فکر می کنیم انجام کار خیر از طریق خودمان است در صورتی که بر اساس فرمایش امام علی علیه السلام ما فقط وسیله ایم و پیوسته باید از پرورگار خود خواستار آن باشیم تا بیشترین خیر را از تفضلات الهی به سوی ما جاری شود.

انجام خیر بهترین عمل

در این خطبه حضرت علی علیه السلام به ارزیابی دنیا و اخرت پرداخته اند و چنین می فرمایند:

«و چيزى نيكوتر از خير و نيكى وجود ندارد جز پاداش آن. همه چيز دنيا شنيدن آن بزرگتر از ديدن آن است، و هر چيز از آخرت ديدن آن بزرگتر از شنيدن آن است. پس كفايت مى‏كند شما را شنيدن از ديدن، و خبر دادن از پنهانى‏ هاى آخرت. آگاه باشيد، هر گاه از دنياى شما كاهش يابد و به آخرت افزوده گردد بهتر از آن است كه از پاداش آخرت شما كاسته و بر دنياى شما افزوده شود. چه بسا كاهش يافته ‏هايى كه سود آور است، و افزايش داشته‏ هايى كه زيان آور بود، همانا به آنچه فرمان داده شديد گسترده‏تر از چيزى است كه شما را از آن باز داشتند، و آنچه بر شما حلال است، بيش از چيزى است كه بر شما حرام كرده ‏اند، پس آنچه را اندك است براى آنچه كه بسيار است ترك كنيد، و آنچه را بر شما تنگ گرفته ‏اند به خاطر آنچه كه شما را در گشايش قرار دادند انجام ندهيد. خداوند روزى شما را ضمانت كرده و شما را به كار و تلاش امر فرموده، پس نبايد روزى تضمين شده را بر آنچه كه واجب شده مقدّم داريد، با اينكه به خدا سوگند آنچنان نادانى و شك و يقين به هم آميخته است كه گويا روزى تضمين شده بر شما واجب است، و آنچه را كه واجب كرده‏اند، برداشتند.» (27)

بر طبق فرمایش امام علی علیه السلام گاهی اضافه شدن مال نه تنها به سود ما نیست بلکه به ضرر ما نیز تمام می شود  گاهی فکر می کنیم اگر این مقدار پول را جمع کنیم می توانیم چیز بهتری به دست آوریم در حالی که اگر پولی را که در اختیار داریم به یک نیازمند داده و خود کمی صرفه جویی کنیم طبق گفته مولایمان برایمان بهتر است. و علاوه بر آن در زندگی کمک های بسیاری را از محلی که خود نمی دانیم دریافت می کنیم.
نکته های اقتباسی از سخنان امام علی علیه السلام در مورد خیر(خطبه 114)
•    بهترین نیکویی در این جهان ،خیر و نیکی کردن به مردم است
•    بعد از انجام خیر و نیکی ،بهترین عملی که صاحب فرد خیر می شود ،پاداش آن است .
•    نهی از فکر کردن کاهش مال و یا دارایی در صورت انفاق
•    فرستادن  عمل خیر برای آخرت و سود آور بودن آن برای انسان
•    پاداش الهی در آخرت
•    تضمین روزی الهی

پایداری نام نیک توسط پروردگار

امام علی علیه السلام در ادمه خطبه 22 می فرمایند: «كارهاى نيك به جاى آوريد ولى نه به قصد خودنمايى كه مردم ببينند يا از ديگرى بشنوند. زيرا هركس عملى را نه براى خدا انجام دهد خدا سزاى عملش را به كسى حوالت كند كه به خاطر او عمل كرده است. و... نام نيكى كه خدا براى آدمى در ميان مردم مى‏گذارد از مالى كه ديگران براى او به ميراث مى‏ گذارند بهتر است.  و همچنین امام علی علیه السلام می فرمایند «بدانيد نام نيكويى كه خداوند به كسى در بين مردم عنايت مى ‏فرمايد بهتر است از ثروتى كه به ارث مى‏ گذارد، براى كسانى كه قدردان او نباشند.» (28)

انواع نیکی از دیدگاه امام علی علیه السلام

از دیدگاه امام علی علیه السلام دو نیکی می توان تعریف کرد: نیکی که در راه غیر خدا انجام می شود و به کسی استحقاق ندارد نیکی شود  و نیکی که در راه الهی صرف می شود: بیشتر مواقع این سوال پیش می آید که آیا کسانی  که در راه غیر خدا نیکی نمایند برای کار خیر وی چه اتفاقی می افتد؟ امام علی علیه السلام در این زمینه می فرماید«كسى كه در غير راه حق نيكى كند و به كسى كه استحقاق ندارد بخشش نمايد چيزى نصيبش نمى‏شود جز تمجيد و ثناخوانى اشرار و نادانان. و اين ستودن تا مادامى است كه به نادانان مى‏ بخشد. به همين جهت به او مى‏ گويند چه دست بخشنده ‏اى دارد و اين در حالى است كه همين آدم از پرداخت حقوق واجب امتناع مى‏ ورزد.» به عبارت دیگر در صورتی که شخصی نیکی خود را  در غیر الهی انجام دهد فقط نادانایان از او تقدیر و تشکر میکنند و هیچ خیر و نصیبی شامل وی نمی شود

كسى كه از جانب پروردگار صاحب مال و ثروتى مى‏ شود

•    بايد با اموالش صله رحم كند.
•    مهمانى‏هاى شايسته و صحيح برپا كند،
•    اسير و گرفتار را رهايى بخشد.
•    به فقرا و مستمندان عطا كند،
•    قرض مقروضين را ادا نمايد.
•    با اموالش حقوق واجبه‏اش را بپردازد و
•    با دادن صدقات، حوادث و پيشامدهاى ناگوار را از خود دفع كند
•    و همه اين كارها را براى گرفتن پاداش از درگاه الهى انجام دهد.
•    بنا بر اين رستگارى انسان در اين دنيا با اين انفاقها و احسانها در رسيدن به شرف و بزرگوارى است و در آخرت وسيله رسيدن به مدارج عاليه بهشت است (29). «اگر خدا بخواهد»
به هر حال، ريا و سمعه، بزرگترين آفت اعمال عبادى و الهى است و از آنجا كه نفوذ ريا و سمعه در اعمال انسانى، بسيار باريك و پيچيده است، در آيات و روايات، مكرّر، نسبت به آن هشدار داده شده است. در روايات مى‏ خوانيم كه در روز قيامت (كه اسرار درون آشكار مى‏گردد) ريا كاران را مخاطب قرار داده و به آنها گفته مى‏ شود: «اى كافر اى فاسق اى پيمان شكن اى زيانكار عمل تو باطل شد و اجر تو بر باد رفت و امروز، راه نجاتى‏ براى تو نيست». اين، از يك سو، از سوى ديگر، ريا و سمعه، سرچشمه انواع نابسامانى‏ هاى اجتماعى است. مردم ريا كار تنها، به ظاهر عمل مى‏ پردازند و به باطن عمل و درون آن، اهميّتى نمى‏دهند. آنها، ظاهرى آراسته و درونى فاسد دارند. سازمانهاى اجتماعى آنها تنها، ظاهرى دارد و از واقعيّت و آن چه منبع و خير و بركت جامعه است، در آن خبرى نيست. افكار و كارهاى آنها، همه، سطحى است و فاقد عمق و ريشه است. هدف آنها، بيشتر، كميّت است و كيفيّت، مخصوصا در آنجا كه به چشم نمى‏خورد، براى آنها اهميّتى ندارد. در دنياى مادى امروز، كشورهايى كه به برنامه‏ها و طرح‏هاى صنعتى و كشاورزى و اقتصادى خود اهميّت ريشه ‏اى مى‏ دهند، و به اصطلاح مخلصانه براى جامعه خود كار مى‏ كنند و محصولات آنها از نظر ظاهر و باطن، سالم است، پيشرفت‏هاى چشمگير كرده‏اند در حالى كه مؤسّسات ريا كار، هيچ گونه اعتبارى ندارند. (30)

بود اينهم از خطبه‏هاى على            كه از فيض وى هست روشندلى‏
كه در آن بسى بر مساكين راه‏            دهد پند آن رهبر دين پناه‏
كه بر اغنيا رشك نارند هيچ            بتحقيق در اين سراى بسيچ‏
دگر داده دستور بر اغنيا            نكوشند هرگز بكار ريا
دگر فيض ديدار خويشان ز مهر            بيانكرده آن شاه خورشيد چهر
پس از حمد پروردگار ودود            بجان شريف محمد درود
بتحقيق فرمان حق آنچه هست            مقدر فرود آيد اى حق پرست‏
همى جانب هر كس از هر گذر            بتعريف چون دانه‏هاى مطر
بيكباره از آسمان بر زمين            الا اى گرانمايه نيك بين‏
رسد قسمت هر كه بر دست وى‏            فراوان و اندك ز الطاف حى‏
هر آن چيز از روى حكمت خدا            بفرموده تعيين رسد هر كجا
در اينجا ز قرآن كتاب كريم‏            بتعريف نيكو گواه آوريم

عباس ایراندوست

احسان الهی به تمامی انسانها

از خطبه‏هاى امام (علیه السلام) خطبه غراء است  كه به لحاظ بلاغت، تعجب ‏انگيزى الفاظ و بلندى معنا و مفاهيم آن غرّاء ناميده شده است. اين خطبه داراى بخشهاى مختلفى است و به شرح زير: امام (ع) در نخستين بخش اين خطبه با بيان چهار صفت از صفات جلال حق به شرح زير او را مى‏ستايد. 1- خداوند متعال برترين رتبه را دارد: البتّه منظور از «علوّ مرتبه»، برترى در مكان نيست زيرا چنان كه در گذشته توضيح داديم حق تعالى از جسمانيّت منزّه و پاك است. 2- خداوند به لحاظ جود و بخشش به همه موجودات نزديك است. 3- هر سود و فضيلتى را خداوند عطا مى‏كند.4-  همه مشكلات و سختيها را تنها او برطرف مى‏ كند. (خطبه غراء)
امام عليه السّلام در اين بخش از خطبه، اشاره به بخشى از نعمت‏هاى مهمّ الهى مى‏كند، نعمت‏هايى كه توجّه به آنها حسّ شكرگزارى انسان را برمى‏انگيزد و انگيزه‏اى براى معرفة اللّه و پرهيزگارى مى‏شود، مى‏فرمايد: «(خداوند) براى شما گوشهايى قرار داد كه آنچه را برايش اهميّت دارد بشنود و حفظ كند و چشمهايى كه تاريكى‏ها را كنار زند (و حقايق را آن گونه كه هست ببيند) و نيز بدنهايى قرار دارد كه اعضا را در بر گرفته است. و در تركيب‏بندى و تداوم عمر، هماهنگ با يكديگرند» سپس در ادامه اين سخن مى‏افزايد: «اين نعمت‏هاى بزرگ الهى همراه است با بدن‏هايى كه تمام امكانات را (براى ادامه حيات) در بردارد و دل‏هايى كه جوينده انواع روزى‏ها (ومواهب الهى) است (و براى آن دقيقا برنامه‏ريزى مى‏كند) تا نعمت‏هاى فراگير الهى و مواهب گوناگون او را به دست آورد و از آنچه مانع عافيت و سلامت است، بپرهيزد»اين بخش از كلام امام عليه السّلام تكميلى است بر آنچه در جمله‏هاى قبل در مورد هماهنگى اعضاى بدن آمده است. مى‏فرمايد: نه تنها اعضا با يكديگر هماهنگند، بلكه روح و فكر نيز در جلب منافع و دفع مفاسد با اين مجموعه‏ها همكارى تنگاتنگ دارند. و اين همكارى روحانى و جسمانى كه در سراسر وجود انسان حاكم است.سپس به دو قسمت از نعمت‏هاى بزرگ الهى بر انسانها-  افزون بر آنچه گذشت-  اشاره كرده، مى‏فرمايد: «خداوند عمرهايى براى شما مقدّر فرموده كه مقدار دقيق آن، از شما پنهان است و نيز از آثار گذشتگان درسهاى عبرت برايتان ذخيره كرده (كه مايه بيدارى و هشيارى شماست): از لذّاتى كه از دنيا بردند و مواهبى كه پيش از گلوگير شدن مرگ، از آن بهره‏مند شدند، ولى سرانجام پنجه مرگ گريبان آنها را گرفت و ميان آنها و آرزوها جدايى افكند و فرا رسيدن اجل، دامنه آرزوها را برچيد، اين در حالى بود كه به هنگام سلامت، چيزى براى خود نيندوختند و در آغاز زندگى (براى پايانش) عبرت نگرفتند.» خداوند، به لطف و حكمتش پايان عمر هر كس را بر او مخفى داشته چرا كه به گفته امام صادق عليه السّلام: اگر انسان از مقدار عمر خود، آگاه باشد و ببيند عمرش كوتاه است، پيوسته انتظار مرگ مى‏كشد و همان چند صباح زندگى براى او گوارا نخواهد بود و همانند كسى است كه اموالش در شرف نابودى است و با تمام وجودش فقر و تنگدستى را احساس مى‏كند... و اگر عمر خود را طولانى ببيند در غرور و غفلت و لذّات و انواع گناهان غوطه‏ور مى‏شود، به اين پندار كه از همه لذّات كام بگيرد و در پايان عمر توبه كند.«» بنابراين، هم ساعات و ايّام عمر، نعمت است و هم پوشيده بودن مقدار آن. و امّا نعمت دوم: يعنى درس‏هاى عبرتى كه از پيشينيان در صفحات تاريخ، يا خاطره بزرگسالان و يا در بناها و كاخ‏ها و قبرهايى كه از آنها باقى مانده، آن نيز از مهمترين نعمت‏هاى پروردگار است. زيرا دقّت در اين آثار و همچنين در صفحات تاريخ آنچنان انسان را در جريان تجارب گذشته مى‏گذارد، كه گويى عمر جاودان‏پيدا كرده و از آغاز خلقت، با همه اقوام، زيسته و تلخ و شيرين زندگى آنها را چشيده است. در واقع، امام عليه السّلام در اين تحليل دلنشين و دلپذيرش، اين حقيقت را بيان مى‏كند كه مسأله مهم در زندگى و سرنوشت انسان، آن است كه آلوده به زشتى‏ها و پستى‏ها نشود، همان زشتى‏هايى كه سبب سرافكندگى و شرمندگى او مى‏گردد او را بر سر زبان‏ها مى‏اندازد و شخصيتش را در نظر مردم، پائين مى‏آورد. بنا بر اين، هرگاه انسان، پاك باشد و پاك زندگى كند، يكى از دو سرنوشت عالى، در انتظار اوست: يا عمر را به نيك نامى پايان مى‏دهد و به سوى رحمت الهى وپاداش‏هاى بى‏مانند او مى‏شتابد (31)

بود اينهم از خطبه‏ هائى كه هست            چو خورشيد نورانى اى حق پرست‏
كه غرا و برجسته وى را لقب‏            بدادند دانشوران عرب‏
گرانمايه جان و شگفت آور است            بيان شهنشاه دين حيدر است‏
سزاوار باشد خدا را سپاس‏            كه بيرون بود قدرتش از قياس‏
بهر چيز در هر كجا چيره است            ز احسان و فضلش خرد خيره است‏
چه در آسمانها و چه در زمين            بهر چيز احسان و فضلش قرين‏
همانا كه بخشنده سود اوست‏            جواد است و فياض هر جود اوست‏
بلا او كند دفع اى نيكبخت            هر اندازه باشد بتعريف سخت‏
همانا بر احسان و انعام او            كه دائم دهد فيض از چار سو
كنم حمد او را گزارم سپاس            كه شكر است در حق پرستى اساس‏

***************************************
بما نزديك و با فضل است و احسان            بما او داده سود و برده خسران‏
ز هر ضرّ و ز بلوا او است كاشف‏            چو جان در جسم با هستى مرادف‏
كنم حمدش بر احسان و كرمها            بر آن جود و بر آن لطف و به نعمأ

عباس ایراندوست

نیکی کردن مساوی است با هدایت الهی

از خطبه‏ هاى آن حضرت عليه السّلام است در آغاز «خلافتش خداى تعالى كتاب هدايت كننده (چون قرآن كريم براى بشر) فرستاد، و خوب و بد را در آن بيان فرمود، پس خوبى را راه بر گيريد تا رستگار شويد، و از بدى بر كنار باشيد تا ره بمقصد يابيد، مردم واجبات، واجبات، آنها را بجاى آوريد، تا شما را به بهشت برساند»

چه مرد خدا در مقام رضا                           نبايد ز انصاف گردد جداز كارش
نكوئى عيان ميكند                                   بتحقيق حق را بيان ميكند
به نيكى كند خلق يزدان عيان ‏                ز رفتار خود آن گرانمايه جان‏
دگر آنكه خود طبق دستور دين‏             بكردار كوشد بصدق و يقين‏
چه آن كسكه در دهر رفتار  وی             ‏موافق نباشد بكردار وى
‏بود بى‏اثر پندش اى دين پناه              ‏چه خود سرزنش كرده او را اله‏
بدانسانكه فرموده خود در كتاب                  ‏بيانى گرانمايه‏تر ز آفتاب‏
نهايت ز هر خير و نيكى بدهرنكرده                   رها آن گرانمايه بهر
مگر آنكه آهنگ آن كرده است              ‏دل و جان بدان شيوه پرورد است‏
گمان را ز خوبى نكرده رها                        مگر آنكه قصدش بكرده بجا
بود كوشش آنكه در راه خير                  بهر سو نهد پاى از بهر سير
كه تا منتها مرتبت از نجات‏                         بدست آورد من جميع الجهات
‏گرفتم كه باشد ز راه گمان‏                       چنين است رفتار از آن نكته دان

عباس ایراندوست

کسی که شایستگی این را می یابد که خیر خواه باشد و مردم را به خیرخواهی دعوت کند مسلما مورد هدایت الهی قرار گرفته است و خداوند وی را به بهترین راه هدایت می کند و این مهمترین پاداشی است که خداوند به افراد خیر می دهد.»

آفت کار خیر: غرور

 امام علی علیه السلام می فرماید: «كس كه عظمت خدا را مى‏شناسد سزاوار نيست خود را بزرگ جلوه دهد، پس بلندى ارزش كسانى كه بزرگى پروردگار را مى‏دانند در اين است كه برابر او فروتنى كنند، و سلامت آنان كه مى‏ دانند قدرت خدا چه اندازه مى‏ باشد در اين است كه برابر فرمانش تسليم باشند.» (32)

مشخصه های کار خیر در کلام امام علی علیه السلام

(از امام علیه السلام پرسيدند «خير» چيست فرمود) خوبى آن نيست كه مال و فرزندت بسيار شود، بلكه خير آن است كه دانش تو فراوان، و بردبارى تو بزرگ و گران مقدار باشد، و در پرستش پروردگار در ميان مردم سر فراز باشى، پس اگر كار نيكى انجام دهى شكر خدا به جا آورى، و اگر بد كردى از خدا آمرزش خواهى. در دنيا جز براى دو كس خير نيست. يكى گناه كارى كه با تو به جبران كند، و ديگر نيكوكارى كه در كارهاى نيكو شتاب ورزد. (33)

بر طبق فرمایش گهربار امام علی علیه السلام

•    بهترین خیر  دانش،بردباری فراوان و در پرستش خدا سرافراز باشی
•    تشکر بعد از انجام کار خیر: خداوند این توفیق را به تو داده است که این کار خیر را انجام دهی
•    شتاب ورزیدن در کار خیر : مبادا کار خیر را به تاخیر بیندازی که این کار شیطان است.

بهترین چشم ها: توجه به نیکی

امام علی علیه السلام می فرماید: «آگاه باشيد كه بيناترين چشم‏ها چشمى است كه به كار خير توجه كند آگاه باشيد كه شنواترين گوش‏ها گوشى است كه تذكر را بشنود و آن را بپذيرد». عمیق ترین نکته ای که در کار خیر جلب توجه می کند:
•    سرعت در انجام کار خیر،
•    کار خیر در چه مکانی سرعت گیرد؟
•    دقت در برزگداشتن شخص مورد حمایت قرار گرفته
•    انجام عمل خیر قبل از مرگ

اصول بخشش در کلام امیر المومنیین در یک نگاه

اصل بهترین خصلت ها :براستى كه عطا و بخشش يا سلام از نيكوئيهاى خصلت‏هاست.
 اصل ارزش و اعتبار انسانها:براستى كه قدر سؤال و ارزش آبرو از قيمت عطا و بخشش بيشتر است، پس آنچه را كه به سائل مى ‏دهيد بسيارگ مشماريد، زيرا كه آن هرگز با قدر سؤال و خفّت و ذلّت آن برابرى نمى‏ كند.
اصل نفی خود پرستی :احسانيكه به فردى از مردم مى‏نمائى جز اين نيست كه نفس خود را به آن گرامى داشتى، و عرض و آبروى خود را بوسيله آن زينت داده‏ اى، پس از غير خود تشكر از آنچه نسبت به نفست انجام داده‏اى طلب منما.
اصل صلاح و درستی در نیکوکاری: نيكو كارى وضع مردمان (يا شخص نيكو كار) را به صلاح و درستى آورد.
اصل نیکوکاری مشخصه دوارندیشان: نيكوكارى غنيمت شخص دور انديش است.
 اصل پاداش نیکوکاری: كارى پاداشش از هر چيز زودتر عايد گردد.
اصل نفی از اسراف :اسراف در هر چيز مذموم و نكوهيده است جز در كارهاى خير.
اصل سریع بودن پاداش نيكوكارى :زودتر از كارهاى ديگر به انسان مى‏رسد.
اصل برترین نیکوکاری: برترين نيكوكارى‏ها آن است كه به نيكان برسد.
اصل سرشت انسانها: همانا سرشت مردمان نيكوكار بر انجام كار خير آفريده شده و هر زمان بتواند انجام دهد.
اصل جامع ترین نیکوکاری:جامع كارهاى خير و نيكى، در انجام كارهاى نيكو است.
اصل بهترین نیکی ها:بهترين نيكى‏ها آن است كه به نيازمند برسد.
اصل وسیع بودن نیکی :كسى كه نيكى‏اش نزديك باشد آوازه‏اش دور باشد (و به جاهاى دور برسد). (34)

منابع:

1. سوره انسان، آیات 8 و 9.
2. سوره بقره، آیه2.
3. سوره آل عمران، آیه 92.
4. سوره آل عمران، آیه 92.
5. سوره اسراء، آیه 39.
6. سوره آل عمران، آیه 92.
7. سوره ابراهیم، آیه 11 و سوره فاطر، آیه 29.
8. سوره بقره، آیه 264-265.
9. سوره اسراء، آیه 29.
10. سوره فرقان، آیه 67.
11. سوره بقره، آیه 272.
12. سوره بقره، آیه 195.
13. سوره بقره، آیه 261.
14. سوره سبأ، آیه 39.
15. سوره بقره،آیه 272.
16. سوره بقره، آیه 268.
17. سوره آل عمران، آیه 92.
18. سوره انفال، آیه 60.
19. سوره توبه، آیه 99.
20. سوره توبه، آیه 121.
21. سوره توبه، آیه 103.
22. غرر الحکم: 3392.
23. بحارالانوار: 96/117/9.
24. نهج البلاغه: الحکمه 123.
25. الکافی: 4/3/6 ، ثواب الاعمال: 169/9.
26. بحارالانوار: 96/133/67.
27. نهج البلاغه، خطبه 114.
28. نهج البلاغه، خطبه 119.
29. نهج البلاغه، خطبه 23.
30. پیام امام شرح تازه و جامعی بر نهج البلاغه، ج 2.
31. پیام امام شرح تازه و جامعی بر نهج البلاغه، ج 3.
32. نهج البلاغه، خطبه 166.
33. نهج البلاغه، حکمت 95.
34. ترجمه غرر الحکم و درر الکلم (محلاتی(، ج 1، ص 157.

 

بخش چهارم: مصادیق عینی انفاق و کار خیر از دیدگاه قرآن

احادیث فراوانی برآوردن حاجت مؤمن و رسیدگی به امور نیازمندان بسیارتاکید شده است در اینجا به احادیثی از میزان الحکمه جلد سوم اشاره شده است:

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله
•    هر كس براى برادر مؤمن خود حاجتى برآورد، چنان است كه همه عمرش را به عبادت خدا سر كرده باشد.
•    هر كس يك نياز مؤمنى را روا سازد، خداوند نيازهاى فراوان او را روا سازد، كه كمترين آنها بهشت است

امام صادق عليه السلام
•    هر كس يك نياز از برادر مؤمن خود را برآورده سازد، خداوند عزّ و جلّ در روز رستاخيز صد هزار نياز او را برآورد كه نخستين آنها بهشت است.
•    هرگاه مسلمانى نياز مسلمانى را برآورد، خداوند تبارك و تعالى او را ندا دهد كه : پاداش تو به عهده من، و من به كمتر از بهشت براى تو راضى نمى شوم.

امام كاظم عليه السلام
•    همانا مُهرهاى [تأييد] اعمال شما برآوردن نيازهاى برادرانتان و نيكى كردن به آنان در حدّ توانتان است، اگر چنين نباشد، هيچ عملى از شما پذيرفته نشود.

الف-تولید و اشاعه علم:

در دین مبین اسلام تاکید فراوانی به تولید علم شده است؛ تا جایی که بعثت پیامبر اکرم(ص) که سرآغاز تابش نور اسلام بر قلب محمدی (ص) است، با سفارش به دانش اندوزی آغاز شده است:
اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ *خَلَقَ الْإِنسَانَ مِنْ عَلَقٍ* اقْرَأْ وَرَبُّكَ الْأَكْرَمُ *الَّذِي عَلَّمَ بِالْقَلَمِ* عَلَّمَ الْإِنسَانَ مَا لَمْ يَعْلَمْ (1)
خداوند متعال در اولین آیه ای که پس از بعثت، بر قلب پیامبر نازل می کند، ابتدا انسان را به تفکر در جهان فراتر از ماده و طبیعت، و اندیشه درباره خدا فرا می خواند؛ سپس او را به اندیشه درباره آفرینش خودش دستور می دهد. پس از سفارش به دانش¬ اندوزی نیز، به ابزار نشر دانش - قلم - اشاره می کند و در حقیقت از او می خواهد فراورده های علمی خود را با ابزار قلم نشر دهد و به نسل های آینده منتقل کند؛ پس اسلام انسان را هم به تولید علم و هم نشر آن به دیگران، سفارش کرده است.

ماهیت علم

 علم در قرآن مجید به عنوان نور و روشنایی معرفی شده است:
•    « قُلْ هَلْ یَسْتَوِی الأعْمَى وَالْبَصِیرُ أَمْ هَلْ تَسْتَوِی الظُّلُمَاتُ وَالنُّورُ» (2)
•    «وَمَا یَسْتَوِی الأعْمَى وَالْبَصِیرُ *وَلا الظُّلُمَاتُ وَلا النُّورُ *وَلا الظِّلُّ وَلا الْحَرُورُ» (3)

ضرورت همگانی شدن علم و آگاهی

اسلام برا ی انتشارعلم و دانش و شناخت تاکید و سفارش فراوان شده است تا آن را در میان افراد و اجتماعات پراکنده سازند زیرا بالا آمدن سطح دریافت توده مردم و فهم ایشان به همگانی شدن علم و شناخت آن وابسته است .
•    وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا كَافَّةً لِّلنَّاسِ بَشِيرًا وَنَذِيرًا وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ (4)
•    يَا أَهْلَ الْكِتَابِ قَدْ جَاءكُمْ رَسُولُنَا يُبَيِّنُ لَكُمْ كَثِيرًا مِّمَّا كُنتُمْ تُخْفُونَ مِنَ الْكِتَابِ وَيَعْفُو عَن كَثِيرٍ قَدْ جَاءكُم مِّنَ اللّهِ نُورٌ وَكِتَابٌ مُّبِينٌ (5)
•    يَهْدِي بِهِ اللّهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضْوَانَهُ سُبُلَ السَّلاَمِ وَيُخْرِجُهُم مِّنِ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِهِ وَيَهْدِيهِمْ إِلَى صِرَاطٍ ُّسْتَقِيمٍ (6)
•    رَّسُولًا يَتْلُو عَلَيْكُمْ آيَاتِ اللَّهِ مُبَيِّنَاتٍ لِّيُخْرِجَ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَمَن يُؤْمِن بِاللَّهِ وَيَعْمَلْ صَالِحًا يُدْخِلْهُ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا قَدْ أَحْسَنَ اللَّهُ لَهُ رِزْقًا (7)

وظیفه ما

در دنیای امروز که عصر فضای مجازی است و اطلاعات به سرعت نور انتقال می یابد مسلما ترویج و اشاعه علم متناسب، فراخور متناسب حال جامعه می باشد به نحوی که افراد تحصیل کرده در این عرصه باید وارد شده و جو موجود را که جوی پراکنده و دارای فرافکنی های  بسیاری است را آگاهانه به سوی جامعه ای مطلوب اسلامی پیش ببرند وظیفه عالمان و تحصیل کردگان علوم این است که بتوانند از علم خود به درستی استفاده وآن را نشر و انتقال دهند و جلوی تهاجمات علمی و هجمه هایی فراوانی که وارد می شود را بگیرند.
enlightenedخدمت به جامعه: از طریق نشر مکتوب (نوشتن مقاله، کتب، پوستر) ارائه مفاهیم مطلوب و مناسب برای آگاهی در سطوح عمومی جامعه؛ و در فضای مجازی از طریق ارایه محتوای متناسب با گروه های هدف در سایتهای مورد نظر.

ب- ازدواج:

از جمله شئون زندگی ازدواج است. در ازدواجی که برای خداوند صورت می گیرد ملاک آنها زیبایی، جمال، مال و ثروت یا شهوت و مقام نیست بلکه ملاک آنها صرف رضای خدا و انجام سنت پیامبر (صلی الله علیه و آله) است در این صورت ازدواجی که بر این مبنا صورت گیرد در قرآن دارای ویژگیهایی است از جمله:
•    وَ اللَّهُ جَعَلَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْواجاً وَ جَعَلَ لَكُمْ مِنْ أَزْواجِكُمْ بَنينَ وَ حَفَدَةً وَ رَزَقَكُمْ مِنَ الطَّيِّباتِ أَ فَبِالْباطِلِ يُؤْمِنُونَ وَ بِنِعْمَتِ اللَّهِ هُمْ يَكْفُرُونَ (8)
•    وَ اللَّهُ خَلَقَكُمْ مِنْ تُرابٍ ثُمَّ مِنْ نُطْفَةٍ ثُمَّ جَعَلَكُمْ أَزْواجاً وَ ما تَحْمِلُ مِنْ أُنْثى‏ وَ لا تَضَعُ إِلاَّ بِعِلْمِهِ وَ ما يُعَمَّرُ مِنْ مُعَمَّرٍ وَ لا يُنْقَصُ مِنْ عُمُرِهِ إِلاَّ في‏ كِتابٍ إِنَّ ذلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسيرٌ (9)
•    فاطِرُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ جَعَلَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْواجاً وَ مِنَ الْأَنْعامِ أَزْواجاً يَذْرَؤُكُمْ فيهِ لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْ‏ءٌ وَ هُوَ السَّميعُ الْبَصيرُ (10)
•    عَسى‏ رَبُّهُ إِنْ طَلَّقَكُنَّ أَنْ يُبْدِلَهُ أَزْواجاً خَيْراً مِنْكُنَّ مُسْلِماتٍ مُؤْمِناتٍ قانِتاتٍ تائِباتٍ عابِداتٍ سائِحاتٍ ثَيِّباتٍ وَ أَبْكاراً (11)
•    وَ هُوَ الَّذی خَلَقَ مِنَ الْمآءِ بَشَراً فَجَعَلَهُ نَسَباً وَ صِهْراً وَ کانَ رَبُّکَ قَدیراً (12)
•    وَ أَنکِحُواْ الْأَیَامَی مِنکم وَ الصَّالِحِینَ مِنْ عِبَادِکم وَ إِمَائکُم إِن یَکُونُواْ فُقَرَاءَ یُغْنِهِمُ اللَّهُ مِن فَضْلِه وَ اللَّهُ وَاسِعٌ عَلِیم (13)
•    وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلاً مِّن قَبْلِكَ وَجَعَلْنَا لَهُمْ أَزْوَاجًا وَذُرِّيَّةً وَمَا كَانَ لِرَسُولٍ أَن يَأْتِيَ بِآيَةٍ إِلاَّ بِإِذْنِ اللّهِ لِكُلِّ أَجَلٍ كِتَابٌ (14)

آرامش

در آیات قرآن تاکید فراوانی بر آرامش شده است؛انسانی که آرامش داشته باشد مسئولیت ها و وظایف محوله ای راکه بر عهده وی است به خوبی انجام می دهد چنین فردی در انجام مسئولیت های فرد و اجتماعی فردی موفق است. در زندگی مشترک نیز وقتی ازدواج بر پایه آرامش باشد دیگر دغدغه های امروزی که صرف خواسته های مادی صورت می گیرد معنی چندانی پیدا نمی کند،به آیات زیر توجه کنید:
«وَ مِنْ آياتِهِ انْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ انْفُسِكُمْ ازْواجاً لِتَسْكُنُوا الَيْها». (15)
«هُنَّ لِباسٌ لَكُمْ وَ انْتُمْ لِباسٌ لَهُنَّ». (16)

ایجاد الفت و مهربانی

خداوند در یبن آنها علاقه و مهربانی قرار می دهد تا همدیگر را دوست بدارند و در سایه همین علاقه و مهربانی هاست. وَجَعَلَ بَيْنَكُم مَّوَدَّةً وَرَحْمَةً (17)

وظیفه ما:
از جمله وظایف ما می توان به ترویج ازدواج آسان اشاره کرد و اینکه این نکته را به جوانان گوشزد کنیم که طبق قرآن هدف ازدواج رسیدن به آرامش و امنیت خاطر است نه رسیدن به یکسری مادیات .و این نکته ای است که متاسفانه در جامعه امروزی فراموش شده است و جوانان یکسری از آرزوهای دست نیافتنی خود را در سایه ازدواج با جوانی دارای امکانات می دانند وهنگامی که به این آرزو دست پیدا نمی کنند باعث مشکلاتی در جامعه و محیط پیرامون و نابسامانی های فرهنگی و بی و بندو باری می شوند.پس هدف رسیدن به ازدواجی همراه با آرامش است نه ازدواجی پر از تلاطمهای فکری و مالی
خدمت به جامعه:از طریق استقرار ستادهای ازدواج آسان (تهیه جهیزیه،مسکن،اشتغال) برای جوانان

ج-سرپرستي ايتام:

قرآن كريم و پيشوايان معصوم- عليهم السلام- امر سرپرستي كودكان يتيم را از بهترين و پسنديده ترين امور به حساب مي آورند. و مؤمنان را در اين راستا راهنمايي و تشويق مي نمايند، تا در جامعه يتيمي آواره نماند و در پناه مؤمنان نيازهاي آن ها برطرف شود.
«...يَسْـَلُونَكَ عَنِ الْيَتَـمَي قُلْ إِصْلاَحٌ لَّهُمْ خَيْرٌ وَإِن تُخَالِطُوهُمْ فَإِخْوانُكُمْ» (18)

شيوه هاي رفتار با ايتام

در قرآن كريم و روايات اسلامي درباره شيوه رفتار با ايتام و يتيم نوازي تأكيد و سفارش فراوان شده است، چنان كه خداوند متعال درباره ازدواج با دختران يتيم سفارش مي كند كه رفتار عادلانه اي داشته باشيد: «و اگر مي ترسيد كه (به هنگام ازدواج با دختران يتيم) عدالت را رعايت نكنيد، (از ازدواج با آنان، چشم پوشي كنيد و) با زنان پاك (ديگر) ازدواج نماييد (19)
•    «أَ رَأَیْتَ الَّذِی یُكَذِّبُ بِالدِّینِ فَذلِكَ الَّذِی یَدُعُّ الْیَتِیمَ» (20)
•    «كَلاَّ بَلْ لا تُكْرِمُونَ الْیَتِیمَ وَ لا تَحَاضُّونَ عَلی طَعامِ الْمِسْكِینِ» (21)
•    «وَ إِذْ أَخَذْنا مِیثاقَ بَنِی إِسْرائِیلَ لا تَعْبُدُونَ إِلاَّ اللَّهَ وَ بِالْوالِدَیْنِ إِحْساناً وَ ذِی الْقُرْبى وَ الْیَتامى وَ الْمَساكِینِ ... .» (22)
•   «لَیْسَ الْبِرَّ أَنْ تُوَلُّوا وُجُوهَكُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ وَ لكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ وَ الْمَلائِكَةِ وَ الْكِتابِ وَ النَّبِیِّینَ وَ آتَى الْمالَ عَلى حُبِّهِ ذَوِی الْقُرْبى وَ الْیَتامى وَ الْمَساكِینَ» (23).

د- اکرام یتیمان :

خداوند متعال در آیه 17 و 18 سوره فجر به جنبه هاى عاطفى و معنوى برخورد با یتیمان پرداخته، چنین مى فرماید: «کَلاَّ بَل لاَّ تُکْرِمُونَ الْیَتِیمَ * وَلاَ تَحَاضُّونَ عَلَى طَعَامِ الْمِسْکِینِ»
یتیمى که پدر خود را از دست داده، و از مهر او محروم گشته، و در غم فقدانش مادرش اشک ریخته، و از نعمت محبّت او بى بهره شده، نیازمند مهر و محبّت و عاطفه است. لذا خداوند به مسلمانان دستور مى دهد که یتیم را اکرام کرده، و کمبود عواطف وى را جبران نمایند.
وظیفه ما:
فاکتورهایی را که برای کمک به ایتام باید در نظر گرفت عبارتند از:کمک به موقع، نگذاشتن منت و در بسیاری از مواقع فرد یتیم نیازمند کمک مالی نیست بلکه کمک های معنوی برای وی اهمیت بیشتری دارد  و مهمترین نکته در نظر گرفتن شخصیت یتیم و احترام به وی می باشد
خدمت به جامعه:رسیدگی به وضعیت ایتام،ارایه کمک های های مالی و معنوی به آنان ،تاسیس مراکزی تخصصی جهت زیر پوشش قرار گرفتن آنها

ه-قرض الحسنه

خداوند در قرآن کریم قرض الحسنه را از مصادیق برجسته کار خیر قرار داده  ار آن جمله می توان به سوره بقره آیه 245  و تغابن آیه17 اشاره کردکه  قرض الحسنه را از اعمال نیکو و معرف انسانهای مومن می داند که احسان نموده و با ایمان سرشار وارد معامله با خدای خویش شده اند. در صفحات زرین کتاب الهی هر کجا که از قرض الحسنه سخن به عمل آمده است سفارش به انفاق و تاکید پرداخت صدقه در راه خدا نیز به چشم می خورد.لذا می توان به این قاعده کلی دست یافت که کار فی سبیل الله مصادیق فراوانی و متعددی دارد که یکی از جلوه های زیبای آن قرض الحسنه می باشد

پاداش قرض الحسنه

•    َ لَقَدْ أَخَذَ اللَّهُ ميثاقَ بَني‏ إِسْرائيلَ وَ بَعَثْنا مِنْهُمُ اثْنَيْ عَشَرَ نَقيباً وَ قالَ اللَّهُ إِنِّي مَعَكُمْ لَئِنْ أَقَمْتُمُ الصَّلاةَ وَ آتَيْتُمُ الزَّكاةَ وَ آمَنْتُمْ بِرُسُلي‏ وَ عَزَّرْتُمُوهُمْ وَ أَقْرَضْتُمُ اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً لَأُكَفِّرَنَّ عَنْكُمْ سَيِّئاتِكُمْ وَ لَأُدْخِلَنَّكُمْ جَنَّاتٍ تَجْري مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ فَمَنْ كَفَرَ بَعْدَ ذلِكَ مِنْكُمْ فَقَدْ ضَلَّ سَواءَ السَّبيلِ (24)
•    إِن تُقْرِضُوا اللَّهَ قَرْضًا حَسَنًا يُضَاعِفْهُ لَكُمْ وَيَغْفِرْ لَكُمْ وَاللَّهُ شَكُورٌ حَلِيمٌ (25)
•    مَن ذَا الَّذِي يُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضًا حَسَنًا فَيُضَاعِفَهُ لَهُ وَلَهُ أَجْرٌ كَرِيمٌ (26)
•    إِنَّ الْمُصَّدِّقِينَ وَالْمُصَّدِّقَاتِ وَأَقْرَضُوا اللَّهَ قَرْضًا حَسَنًا يُضَاعَفُ لَهُمْ وَلَهُمْ أَجْرٌ كَرِيمٌ (27)
و ظیفه ما:
فرایند قرض الحسنه را آسان تر کنیم تا افراد به راحتی بتوانند از این کمک های مالی استفاده کنیم و باعث بالندگی و افزایش امید در جامعه شویم.
enlightenedخدمت به جامعه:تاسیس قرض الحسنه هایی که فرایند تسریع وام را آسان تر و سریع تر در دسترس افراد متقاضی قرا ر می دهد.
پی نوشت ها:
1. سوره علق، آیات 1-5.                                                                                       
2. سوره رعد، آیه 16.
3. سوره فاطر، آیات 19-21.
4. سوره سبا، آیه 28.
5. سوره مائده، آیه 15.
6. سوره مائده، آیه16.
7. سوره طلاق، آیه 11.
8.نحل،72
9.فاطر،11
10.شوروی11
11.تحریم،5.
12.فرقان؛54
13.نور،32
14.رعد،38.
15. سوره روم، آیه21.
16. سوره بقره، آیه 187.
17. سوره روم، آیه 21.
18. سوره ماعون، آیه 1 و 2.
19. سوره نساء، آیه 3.
20. سوره ماعون، آیه 1 و2.
21. سوره فجر، آیه 17 و 18.
22. سوره بقره، آیه 83.
23. سوره بقره، آیه 177.
24. سوره بقره، آیه 245.
25. سوره تغابن، آیه 17.
26. سوره حدید، آیه 11.
27. سوره حدید، آیه 18.

 

بخش پنجم: مصادیق عینی انفاق و کار خیر از دیدگاه روایات اسلامی

الف- توسعه علم در دنیای مجازی

ارزش علم و توجه به علم آموزی دانش بجایی رسیده است که رسول خدا مقداری از قرآن را مهریه زن قرار می دهد و حافظین قرآن را در جبهه جنگ بعنوان فرماندهی انتخاب می کند.
صاحبان خرد دارای چهار چیزند:
پیامبر صلی الله علیه و آله: چهار چیز برای هر صاحب خرد و عقلی از امت من واجب است: گفتند ای پیامبر آن چهار چیز چیست؟ گفت به علم و دانش گوش فرا دادن، و آن را به یاد سپردن، و در میان مردم نشر دادن و خود به کار بستن» (1)

عناصرحقایق ایمان

پیامبرصلی الله علیه وآله  ای علی سه چیز از حقایق ایمان است :بخشندگی در عین تنگدستی،داد مردمان را از خود دادن،آموختن علم به جوینده علم. (2)

پاداش علم آموزی

در دین مبین اسلام به علم آموزی اهمیت بسیاری داده است از جمله روایات می توان به روایت امام باقر علیه السلام اشاره کرد که ایشان پاداش فراگیری دانش،این است که آن را در میان دیگران رواج دهد و باعث ترویج علم  صحیح در یک جامعه باشد.
امام  باقر علیه السلام می فرماید: آن کس که از شما دانش بیاموزد پاداش دارد همچون کسی که به او می آموزد و البته آموزگار را بر او برتری است دانش را از دارندگان دانش فرا گیرید و همانگونه که دانشمندان به شما آموخته اند شما نیز به برادران خود بیاموزید (3)

هدف از انتشار علم:برای رضای الهی

امام صادق علیه السلام می فرماید: هر كس براى خدا دانش بياموزد و به آن عمل كند و به ديگران آموزش دهد، در ملكوت آسمانها به بزرگى ياد شود و گويند: براى خدا آموخت و براى خدا عمل كرد و براى خدا آموزش داد. (4)

ضرورت انتشار مکتوب علم

انتشار کتاب و ترویج علم به صورت مکتوب بسیار به آن اشاره شده است و از آن به عنوان عاملی مهم برای انتشار علم بیان شده است.
امام صادق علیه السلام : علم خویش را بنویس و میان برادرانت انتشار بده و هنگامی که مرگت فرا رسید کتابهایت را به ارث برای فرزندانت باقی بگذار زیر زمانی پر آشوب خواهد آمد که مردم به چیز دیگری جز کتاب نتواند انس یافت (5)

ضرورت پند دهی دانشمندان

امام جواد علیه السلام دانمشندان جوان از پند دادن خودداری کنید خیانت ورزیده اند اگر گمراهی را ببینید و او را راهنمایی نکنید یا مرده دلی را ببینید و او را زنده نسازند بد کرده اند زیرا که خدای متعال در قرآن از ایشان پیمان گرفته است که به نیکی و به آنچه که بدان فرمان رفته است فرمان دهند و از آنچه از آن ممنوع شده اند دیگران را بازدارند و اینکه در نیکی و پرهیزگاری مددکار یکیدگر باشند و در گناه دشمنی مددکار نباشند (6)

ب- ازدواج

تشکیل خانواده برای تربیت روحی انسان، ضروری است. با تحمل مشکلات موجود در زندگی مشترک انسان تکامل  می یابد.از نعمتهای خدا،همسر است که در چند جای قرآن ،این نعمت را تذکر فرموده است در کافی روایت شده است که پس از ایمان، هیچ نعمتی بالاتر از همسری که ایمان شخص را نگه دارد،نیست.این زن از آیت خداست که اسباب آرامش و انس مرد است و در این زمینه امام صادق علیه السلام می فرماید: هر زن و مرد مومنی که با یکدیگر ازدواج کنئ فرشته ای از آُسمان عقد آنها را باین صورت اعلام کند هان ای فرشتگان خداوند فلان با تو را با فلان کس ترویج کرد (7)

همسر شایسته:

رسول ‏خدا صلى الله عليه و آله می فرماید: بهترين متاع دنيا، زن شايسته است. (8)

بهترین سود مومن:

امام باقر عليه السلام:‏بنده مؤمن سودى بهتر از همسر شايسته به چنگ نياورده است، همسرى كه شوهرش با ديدن او خوشحال شود و هرگاه از وى دور شود در غيابش نگهبان خود و اموال او باشد. (9)

میانجیگری در ازدواج :

پیغمبر صلی الله علیه و آله فرماید هر کس در ترویج رن و مرد مومن بکوشد تا خدا آنها را با یکدیگر جمع کند بهر گامی که بردارد یا کلمه ای که در این راه بگوید ثواب یکسال عبادت دارد. (10)
امام صادق علیه السلام به نجاشی نوشت: هر کس به برادر مومن خود زنی دهد که مونس تنهایی و یاور زندگی و مایه آُسایش وی باشد خداوند حوزی بهشتی نصیب او فرماید،و او را با کسانی که دوست دارد (اهل البیت پاک پیغمبر و برادران مومنش) مانوس گرداند و آنان را نیز با وی انس دهد
و در حدیث دیگری می  فرمایند: چهار کس در قیامت مورد نظر پروردگارند
1-    آنکه چون طرف پشیمان شود معامله را برگرداند
2-    کسی که غم از دلی برگیرد
3-    کسی که بنده اسی را آزاد کند
4-    کسی که مرد عزبی را زن دهد (11)

ج- ایتام

روایاتی كه از پیامبر اكرم ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ و ائمه معصومین ـ علیهم السّلام ـ در این باره رسیده فراوان است. در این احادیث، ضمن توصیه نسبت به یتیمان، آثار نیك و اجر و پاداش عظیمی را در این مورد نوید می دهد كه تنها به ذكر چند مورد از این آثار اكتفا می كنیم:

ورود به بهشت

رسول گرامی ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ فرمود:
كسی كه یتیمی را سرپرستی كند و عهده دار نفقه و مخارج او گردد من و او در بهشت پهلوی یكدیگر هستیم. سپس انگشت سبّابه و انگشت وسطی را پهلوی هم گذاشت و فرمود: مانند این دو كه پهلوی یكدیگرهستند (12).
امام صادق ـ علیه السّلام ـ فرمود: كسی كه بخواهد مشمول رحمت خداوند گردد و وارد بهشت شود... باید نسبت به یتیمان دلسوز و مهربان باشد. (13)

برآورده شدن حاجت ها

پیامبر اكرم ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ فرمود:آیا دوست داری دلت نرم و آرزویت برآورده شود؟ (آنگاه فرمود:) بر یتیم ترحّم كن و دست محبّت بر سر او بكش و از غذای خود به او بخوران تا قلبت نرم و حاجتت روا گردد. (14)

ترفیع درجات و محو سیئات

در حدیثی از رسول اكرم ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ می خوانیم:سوگند به كسی كه جانم در قبضه قدرت اوست، هر مسلمانی كه سرپرستی یتیمی را به عهده بگیرد وبخوبی از عهده ولایت و سرپرستی آن یتیم برآید و دست محبّت بر سر او بكشد به عدد هر مویی كه از زیر دستش می گذرد خداوند متعال یك درجه مقام او را بالا می برد و یك ثواب در نامه عمل وی می نویسد و یك گناه از او كم می كند (15)
امیرمؤمنان ـ علیه السّلام ـ فرمود: مرد و زن با ایمانی كه از روی مهربانی دست خود را روی سر یتیمی بكشد خدای متعال به عدد هر مویی كه دست خود را روی آن می گذارد یك ثواب برای او می نویسد. (16)

ه.قرض الحسنه:

قرض الحسنه یک آزمون الهی است . همانطور که نماز،زکات و جهاد آزمون های الهی هستند در این عرصه درجه خلوص،مروت انسانیت آنها مشخص میگردد.قرض الحسنه همانند انفاق ،نشانه مهرورزی،همدلی و بیداری وجدان اجتماعی است که از ارکان مهم زندگی سعادتمنذ یک جامعه به شمار می رودکه همواره مورد توجه خاص ائمه معصومین بوده است.در اینجا به برخی از روایات اشاره می کنیم:

برترى پاداش قرض بر صدقه‏

پیامبر صلی الله علیه و آله می فرماید: «صدقه دادن ده پاداش دارد و وام دادن هیجده پاداش و پیوند با برادران دینى بیست پاداش و صله رحم بیست و چهار پاداش دارد» (17)

 حمكت قرض دادن‏

امام صادق علیه السلام می فرماید: «بر در بهشت نوشته است به عوض وام و قرض هیجده پاداش و به عوض صدقه ده پاداش داده مى‏ شود زیرا وام تنها به دست شخص محتاج مى‏ رسد ولى چه بسا كه صدقه به نیازمند نرسد (18)

قرض ندادن و محرومیت از بهشت‏

 پیامبر صلی الله علیه و آله می فرماید: «كسى كه برادر مسلمانش به او نیازمند در گرفتن وام باشد و بتواند به او وام بدهد و این كار را نكند خداوند بوى بهشت را بر او حرام مى‏ كند» (18)
پی نوشتها:
1. تحف العقول، ص 64
2. عده الداعی و نجاح الساعی. ابن فهد حلی، ص 63.
3. بصایر الدرجات، محمدبن الحسن ابن فروخ الصفار، ص 4.
4. الذریعه الی حافظ الشریعه (شرح اصول کافی، ج 1، ص 56.
5. وسایل الشیعه، حر عاملی، ج 18، ص 56.
6. کافی، شیخ کلینی، ج 8، ص 54.
7. ابواب المقدمات، ب1، خ 12.
8. کنز العمّال، حدیث 44451
9. بحارالانوار، ج 103، ص 217.
10. ابواب المقدمات النکاح، ب 1، خ 15.
11.  ازدواج در اسلام، حضرت آیت الله مشکینی، مرداد ماه 1366، دفتر نشر الهادی، ص 21-24.
12. قرب الاسناد، ص 45.
13. امالی صدوق، ص 318، مجلس 61، حدیث 15.
14. کنز العمّال، ج 3 ص 169، حدیث 6002.
15. کنز العمّال، ص 175، حدیث 6030.
16. ثواب الاعمال، ص 237.
17. بحارالانوار،311/74.
18. بحارالانوار: 138/100.

 

بخش ششم: مصادیق عینی کار خیر در اشعار

الف-علم در اشعار

اشعار امام علی (علیه السلام)

دانا که همیشه علم و حکمت ورزد                                 در چشم کشان به آنچه ورزد ارزد
 نادان که حسد از دل او سربرزد                                 پیوسته به کین اهل دانش بلرزد

***************************************
خواهی که شوی خلاصه نوع بشر                                باید که فراموش کنی نام پدر
در فضل و ادب کوش به میدان هنر                              از اهل کمال و معرفت گوی ببر

***************************************

اشعار حافظ:

خموش حافظ و این نکته های چون زر سرخ                               نگاه دار که قلاب شهر صراف است
مطرب از درد محبت عملی می پرداخت                                       که حکیمان جهان را مژه خون پالا بود
جز فلاطون خم نشین تراب                                                                سر حکمت به ما گوید باز
حافظ اگرچه در سخن خازن گنج حکمت است                                از غم روزگار دون، طبع سخن گزار گو
حافظ گرت ز پند حکیمان ملالت است                                     کوته کنیم قصه، که عمرت دراز باد
ارباب حاجتیم و زبان سئوال نیست                                           در حضرت کریم تمنا چه حاجت است
حافظ از چشمه ی حکمت به کف آور جامی                                        بو که از لوح دلت نقش به جهالت برود

حافظ، (سوره بقره، آیه 269)

***************************************

نصیحت می کنم با لحن نرمش                                         سلاح خواهی بجوی جانم ز دانش
چو خوش گفت پیغمبر نیک گو                                  از گهواره تا گور دانش بجوی
بجو دانش خودت را بی علل  کن                                 خودت دارای علم با عمل کن
دانش انسان را سعادت می خواهد                                  با حقیقت او را عادت می دهد
خودشناسی جان من از دانش است                               دید خاصی من از دانش است
بجوی دانش ز دانش حق شناسی                                   دعای کن به دستجردی عاصی

دیوان اشعار کاروان عشق، میرزا ابوالقاسم دستجردی

بوالعجب سوزیست سوز جهل نارش مشکل است                         آتش جان سوز نادانی شرارش  مشکل است
آدمی گر خوی حیوانی بگیرد ای عجب                                       بدتراز حیوان بباید گفت کارش مشکل است
علتی بدتر ز  نادانی نباشد در جهان                                               در مذاق اهل عرفان سازگارش مشکل است
ناخدای عقل باد کشتی توفیق را                                               بادبان جهل طوفان را کنارش مشکل است
آدمیت را بهاری هست از فصل خرد                                         بیخرد فصلی نمی یابد بهارش مشکل است
دود عجب و آتش خودخواهی و باد غرور                                      تا عجین شد با دم نخوت شرارش مشکل است
گر به دوش کوه افتد ثقل جهل نابکار                                    میزند فریاد واویلا که بارش مشکل است
از محبت رام شد بسیار از وحش و طیور                                     ای عجب آدم که سرکش شد مهارش مشکل است
تربیت نا اهل را گفتند همچون گردگان                                     بر سر گنبد نماند  مانده گارش مشکل است
گرچه عیسی شد فراری از دنایت ها  ولی                                     گر که نادانی ز خود باشد فرارش مشکل است
گر بود نا اهل فرزندی زنی وابسته ای                                        هم فرارش مشکل آید هم قرارش مشکل است
همسر سیمین عذاری شد چو محروم از خرد                             در دنایت همسرسیمین عذارش مشکل است

ثقل جهل (دیوان نسیم، محمد مهدی قهدریجانی)

نادان تو مپندار که داناست برادر                                       در پیش خرد این دو نباشد برابر
دانا نبود هم ره با آدم نادان                                                 کی زنده شود هم زنده با مرده برابر؟
هر چند عمل زینت علم است و لیکن                                   آن را که بود علم عمل هست نکوتر
گفتند اگر جاه به مال است تو مشنو                                    هرگز منما این سخن است بیهده باور
آن کو نیاراست تن خویش به دانش                                      چشم است ورا کو و گوش است وراکر
با ظاهر آراسته اش کار مرا نیست                                آدم نشود گرچه بیارد خود خر
آن جامه دیبا نکند نادان دانا                                        ارزین مرصع چه برد فایده استر
هر چند که عالم بگلیم است بزرگ است                              کوچک بود آن جاهل آراسته در زر
گونا زتو مفروش که مفروش تو دیباست                        کن با خبر آن بی خرد خرد سیکسر
بس بی خردان با زر و زور و تکبر                             مردند و فراموش بگشتند سراسر
اما بنگر کبکبه ی مردم دانا                                        افراخته  تا گنبد گردنده برون سر
شیبانی از این مردم نادان تو حذر کن                                   تا بیش بری فایده و رنج تو کمتر

تراز،دکتر ابراهیم شیبانی

آنان که محیط فضل و آداب شدند                                  در هر دشتی که لاله زاری بوده است
درجمع کمال شمعواصحاب شدند                                 از سرخی خون شهریازی بوده است

رباعیات خیام

ب: ازدواج

خوشحال کسی که آورد زن به نکاح                                       باشند انیس هم به آیین صلاح
در مزرع او دانه خویش افشاند                               پس خواب کند به کام دل تا به صباح

امام علی علیه السلام

به لطف مهدی نظر بر همسرم کن                         عنایت های تو بر تاج سرم کن
به مثلش نیست زنی در کل عالم                          تو جنت جای ماه و اخترم کن
خداوندا مسوزانش تو در نار                               بهشت ز احسان تو جای دلبرم کن
برای ما بسی زحمت کشیده                                تو دستش را به دستت داورم کن
به تو دستجردی دارد این تمنا                               عنایت ها به نیکو همسرم کن

میرزا ابوالقاسم دستجردی(کاروان عشق)

ج: انفاق و احسان

ای گشته ز روی مردمی مظهر جود                                هر روز تو را فتح دیگر خواهد بود
شخصی که از او نفع به مردم نرسد                       در مذهب من براو حرام است وجود

امام علی علیه السلام

آتش زهد و ریا خرمن جان خواهد ساخت        حافظ این خرقۀ پشمینه بینداز و برو
غلام همت آن نازیم                             که کار خیر بی روی و ریا کرد
حافظ از زهد ریائی بت پرستی بهتر است        همچو رندان بر زمین زن سبحه صددانه را
چاک خواهم زدن این دلق ریائی چه کنم        روح را صحبت ناجنس عذابی است الیم
ریا حلال شمارند و جام باده حرام             زهی شریعت و تقوی زهی طریقت و دین
من از پیرمغان دیدم کرامت های مردانه           که این دلق ریائی را به جا می بر نمی گیرد
به منت دگران خومکن که در دو جهان                                رضای ایزد و انعام پادشاهت بس

حافظ (بقره،264)

 برو گدای در هر گدا مشو حافظ                       تو این مراد نیایی مگر به شیء الله
فقر ظاهر مبین طرفه اکسیرست                           سینه گنجینه محبت اوست
گدائی در میخانه طرفه اکسیرست                     گر این عمل بکنی خاک زر توانی کرد
خاکیان بی بهره اند از جرعه کاس الکرام                        این تطاول بین که با عشاق مسکین گریده اند

حافظ(انسان،5)

اگر هوشمندی به معنی گرای                         که معنی بماند نه صورت بجای
کرادانش وجود و تقوی نبود                         بصورت درش هیچ معنی نبود
کسی خسبد آسوده در زیر گل                    که خسبند ازو مردم آسوده دل
غم خویش  در زندگی خور که خویش             بمرده نپرداز از حرض خویش
نخواهی که باشی پراگنده دل                    پراکندگان را ز خاطر مهل
تو با خود ببر توشه خویشتن                        که شفقت نباید زفرزند وزن
پریشان کن امروز گنجینه چیست                      که فردا کلیدش نه دردست تست
تو با خود ببر توشه خویشتن                       شفقت نیاید ز فرزند و زن
کسی گوی دولت ز دنیا ببرد                       که با خود نصیبی بعقبی برد
بغمخوارگی چون سرانگشت من                        نخار کسی اندرجهان پشت من
مکن،بر کف دست نه هر چه هست                        که فردا بد ندان بری پشت دست
بپوشیدن ستر درویش کوش                               که ستر خدایت بود پرده پوش
مگردان غریب از درت بی نصیب                      مبادا که گردی بدرها غریب
بزرگی رساند به محتاج خبر                            که ترسد که محتاج گردد بغیر
بحال دل خستگان در نگر                                که روزی دلی جسته باشی مگر
درون فروماندگان شاد کن                         ز روز فروماندگی یاد کن
نه خواهنده بر در دیگران                             بشکرانه خواهنده از در مران

سعدی

د: ایتام

زینت نه به جامه است ای مرد خدا                 در علم شود رینت مردان پیدا
از مرگ پدر نمی شود طفل یتیم                     آن است یتیم کز خرد ماند جدا

امام علی علیه السلام

پدر مرده را سایه بر سرفگن                        غبارش بیفشان و خارش بکند
ندانی چه بودش فرومانده سخت                  بود تازه بی بیخ هرگز درخت
چو بینی یتیمی سرافگنده پیش                     مده بوسه بر روی فرزند خویش
یتیم ار بگرید که نازش خرد                      وگر خشم گیرد که بارش برد
الا تا نگرید که عرش عظیم                      بلرزد همی چون بگرید یتیم
برحمت بکن آبش از دیده پاک                       بشفقت بیفشانش از چهره خاک
اگر باب را سایه رفت از سرش                       تو در سایه خویشتن پرورش
من آنگه سر تا جور داشتم                            که سر در کنار پدر داشتم
      اگر بر وجودم نشستی مگس                         پریشان شدی خاطر چندکس
کنون دشمنان گر برندم اسیر                   نباشد کس از دوستانم سیر
مرا باشد از درد طفلان خبر                             که در طفلی از سر برفتم پدر
یکی خار پای یتیمی بکند                            بخواب اندرش دید صدرخجند
همیگفت و روضه ها میچمید                          کزان خار بر من چه گلها دمید

سعدی

ه-قرض الحسنه

ای یافته از فیض الهی صد خیر                              باید که رسد فیض تو پیوسته به غیر
از فقر مترس رو به درویشان کن                              که این است طریق اهل معنی در سیر
ای یافته ازفضل خدا هر کامی                    زنهار منه براه باطل گامی
چون هست تو را زفیض حق اکرامی                   باید که به انعام بر آری انعامی

امام علی علیه السلام

ای آنکه ازل مهر تو اندرگل ما شد                         زان ساز سرشت دوستی تو در دل ما شد
ما روز ازل دوست،هواخواه تو بودیم                        برگ و که جدایی چه سبب بود و چرا شد
هر کار عوض دارد و هر گفته جوابی                   برگ و عوض مهر من ای دوست کجا شد
گفتی تو در امروز دهم رخصت دیدار                       آقا چه کنم وعده امروز صبا شد
ارباب وفایی و گدایات تو محتاج سخاییم                        دایی به گدایان تو چون ظلم و جفا شد
ما را ز در خویش مران لوح قضا خوان                          در ساز سرشت دوستی تو در دل ما شد
         من بد کنم و تو هم مکافات دهی                               پس بخشش و آن دست سخا بخش کجا شد
عشاق خودت نما مدد از احسان                          چون روز اول مهر تو اندر گل ما شد
امروز طبیب دل عشاق زمانی مدد کن                    از فیض دوایت دل عشاق دوا شد
دیدی که ز احرام به سعی عرفاتم                       با دیدن تو غنچه لب چو غنچه وا شد
در سعی و صفا و بزم محبوبم                        دیدی که حجاب من رها شد
زان دست که بر سرم نهادی                  حیرت زده زوار خدا شد
کام دل دستجردی مجنون برسان محبوبم                   در ساز سرشت دوستی تو دل ما شد

(دیوان اشعار دستجردی)

منابع:

1-    قرآن کریم
2-    نهج البلاغه
3-    تفسیر نمونه
4-    تفسیر نور
5-    اسلام و کمکهای مردمی، فرازمند، انتشارات نسل جوان، قم، 1388.
6-    ازدواج اسلامی، شهید آیت الله دستغیب، دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، بهار 1387.
7-    مقدمه ای بر خدمات اجتماعی در اسلام، دکتر محمد زاهدی اصل، انتشارات دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، 1371
8-    اسلام و خدمات اجتماعی، مصطفی زمانی، موسسه مطبوعاتی دارالعلم، 1348.
9-    مبانی علم در آموزه های اسلامی و ظرفیت های تولید و نشر علم در ایران، دکتر محمد حسن زاده، دکتر عیسی متقی زاده، پایگاه اسنادی علوم جهان اسلام، 1390.
10-    یتیم از دیدگاه قرآن و یتیم، سید عز الدین بحرالعلوم نجفی، 1372.
11-    ازدواج در اسلام، حضرت آیت الله مشیکنی، دفتر نشر الهادی، مردادماه 1366
12-    دیوان اشعار (کاروان عشق)، حاج میرزا ابوالقاسم دستجردی، انتشارات نیکوروش، 1384.
13-    لسان الغیب و لسانُ الغیب، هوشنگ فتی، انتشارات نوید افشار، 1387
14-    دیوان امیر المؤمنین امام علی علیه السلام، ترجمه مصطفی زمانی، انتشارات پیام اسلام، قم، 1361
15-    دیوان نسیم، محمد مهدی قهدریجانی، اصفهان، سروچمان، 1385.
16-    گلشن سحر، صدیقه اژه ای، انتشارات پویان مهر، 1386.
17-    خورشید هدایت، عباس ایراندوست، تهران، 1344.