ولادت و دوران کودکی

سید حسین رضازاده در 12 خرداد ماه سال 1339 در محله دردشت که یکی از قدیمی ترین محلات شهر فقیه پرور و هنردوست اصفهان می باشد در خانواده ای روحانی و خداجوی، دیده به جهان گشود؛ پدر بزرگوار ایشان، مرحوم حجه الاسلام و المسلمین حاج سید فضل الله رضازاده از سالها پیش در زمره اهل علم و فضل در آمده و در علوم عالیه الهی و دانش هایی چون ادبیات، هیئت و نجوم، جغرافیا، اقوام شناسی و... به تخصص و تبحر رسیده بود، از این رو اغلب اهالی دردشت، او را به عنوان یکی از اساتید بزرگ حوزه علمیه اصفهان می شناختند.

سید حسین که پنجمین فرزند از یک خانواده نه نفری به حساب می آمد، از همان دوران طفولیت تحت تربیت و ارشاد پدر عالم و فرزانه و مادر صالحه اش حاجیه خانم دیانی قرار گرفت و با مسائل عقیدتی و بینش مذهبی که در خانواده سادات، شأن و جایگاهی ویژه داشت، اخت و الفت گرفت. خود وی می گوید: 

مردم محله دردشت برای ذریه حضرت زهرا«سلام الله علیها» ارزش و اعتباری ویژه قائل بودند و حتی کودکان سادات را مورد احترام و توجه خاص قرار داده و از آنها انتظاری سوای دیگران داشتند؛ این امر به همراه آموزشهای دینی و عقیدتی پدر، موجب شد ما از همان ابتدا متوجه رفتار و گفتار خویش بوده و طریق مذهب و سنت اهل بیت عصمت و طهارت «علیهم السلام» را در پیش بگیریم تا علاوه بر اتصال نسلی و ارتباط موروثی با خاندان رسالت، در عمل نیز پیرو مناسبی برای دستورات و فرامین ارزنده آن بزرگواران باشیم.

پدر سید حسین علاوه بر دانش و معرفت، در هنر شعر نیز دستی دیرینه داشت و نخستین انجمن شعرای اصفهان با حضور بزرگانی چون مرحوم مغفور استاد صغیر اصفهانی، مرحوم مشفقی، مرحوم گلزار و... به طور هفتگی در منزل آنها برگزار می شد که این امر در لطافت طبع و تقویت ذوق هنری فرزندان، تاثیری شگرف برجای گذاشت.

تبلور این ذوق هنری و لطافت احساس را می توان در آثار هنری به کار رفته در ساختمان موسسه تحقیقات و نشر معارف اهل بیت«علیهم السلام» که بعدها به دست سید حسین  ساخته شد، جستجو نمود.

به هر ترتیب، دوران طفولیت سید حسین با بهره گيري از فيوضات و كمالات روحي و اخلاقي و اعتقادي در محضر پدر دانشمند و شيرپاك مادري با ولايت و تربيت دردامان مطهر او انبوهی از تعالیم و تجارب ناب دینی که برای همیشه در ذهن او حک گردیده و چراغ راه زندگی اش شد، سپری گردید و ایام ورود به مدرسه فرا رسید.

تحصيلاتش از مدرسه نور دانش آغاز شد. يعني همان دومين مهد سيد حسين، كه با راهنمايي پدر، در آن زمزمه عشق را شنيد و باوركرد و... عاشق شد.

در محله قدیمی دردشت، مدرسه ای به نام "دبستان نور دانش" وجود داشت که تحت مدیریت حاج باقر نیلفروشان اداره شده و با بهره مندی از معلمان و آموزگاران شایسته، آموزش های علمی و تعالیم اخلاقی و مذهبی را به طور توآمان ارائه می کرد.

این مدرسه همان جایی بود که پدر سید حسین ترجیح می داد فرزندانش در آنجا تحصیل کنند تا از این طریق، تعلیم آنها به صرفِ آموختن خواندن و نوشتن و فراگیری علوم مادی محدود نگشته و از علم اخلاق، حدیث و قرآن نیز اندوخته ای برای آنها فراهم گردد.

این مدرسه که امروز در زمره میراث فرهنگی شهر اصفهان قرار گرفته، ساختمانی بزرگ و زیبا داشت که دور تا دور آن را ارسی های بزرگ احاطه نموده و شکل و شیوه معماری اش به آثار باستانی شبیه بود.

ساختمان شکیل و خاطره انگیز مدرسه نور دانش که روح معنویت را در ضمیر دانش آموزان زنده و پویا می ساخت، به همراه معلمان فرهیخته ای چون آقای ناجی موجب شد، سید حسین این فضا را به عنوان دومین مهد تربیت خویش پذیرفته و شش سال با جدیت تمام در آنجا تحصیل کند. خود او می گوید: 

بسیاری از آنچه که ما امروز در اختیار داریم، به ایام کودکی و آموخته های آن دوران بازمی گردد. اگر شخصیت فرد، از دوران کودکی به طور صحیح و متعادل شکل بگیرد، حاصل آن، آینده ای درخشان و پرافتخار خواهد بود. آنچه امروز برای من حاصل شده است، به مقدار زیادی مرهون آموزش ها و تعالیم موثر آموزگار سال نخست دبستانم، جناب آقای ناجی است. این مرد عزیز که یکی از شخصیت های علمی و ارزنده دوران خود به شمار می رفت، تمام هم و غم خود را صرف آموزش کودکان سال اولی می نمود تا از همان ابتدا، شعله تعالیم دینی و اخلاقی را در وجود آنها روشن سازد. آموزش های این مرد فرزانه باعث شد، شخصیت ما به گونه ای شکل بگیرد که همه چیز را از دریچه دین و نگاه اهل بیتی بنگریم و رضایت حضرت بقیه الله الاعظم«ارواحنا له الفداء» را مقیاس سنجش اعمال و رفتار خویش بدانیم.

.