معرفی اماکن مذهبی و تاریخی اصفهان

 

محتویات

1 چهارباغ

2 مدرسه چهارباغ

3 سی و سه پل (پل الله وردیخان)

4 پل خواجو

5 پل شهرستان

6 پل مارنان

7 پل چوبی

8 کاخ عالی قاپو

9 کاخ هشت بهشت

10 مسجد جامع

11 مسجد امام

12 مسجد شیخ لطف الله

13 آتشگاه

14 منارجنبان

15 تخت فولاد

چهارباغ

اصفهان در سال 1006 هجری رسماً به پایتختی شاه عباس اول انتخاب شده و از این سال به بعد فعالیت قابل ملاحظه ای برای ساختن قصرها و پل ها و مساجد تاریخی به منظور تزیین پایتخت به عمل آمده. فکر ایجاد گردشگاهی مانند چهارباغ هم در همین سال پدید آمد و مقرر گردید و از محل دروازه دولت (مقابل کاخ فعلی شهرداری) تا دامنه کوه صفه (دروازه شیراز) خیابان طویل و عریضی مشجر احداث شود.

در حقیقت چهارباغ بیشتر برای این که باغ باشد ساخته شده نه خیابان. خاصه اینکه اسلوب خیابان سازی برای عبور و مرور آن زمان مورد احتیاج نبوده است و از حیث هئیت و ترکیب طوری است که بیشتر برای محل گردش و تفریح بوده تا برای رفت و آمد در شهر؛ به علاوه این که خیابان در حاشیه شهر طرح ریزی شده و بیشتر مخصوص گردش خانواده سلطنتی و درباریان بوده است. از جمله تفریحات زنان حرمخانه شاهی و دیگر زنان شهر یکی این بود که روزهای چهارشنبه در چهارباغ اصفهان و سی و سه پل با روی گشاده و بی نقاب می گشتند و تا مدتی از شب گذشته در پرتو مشعل ها و شمع ها در آنجه به سر می بردند و به شادی و خنده و خوردن و نوشیدن می گذراندند. در این روز تمام چهارباغ (قرق) می شد. در اطراف آن خواجه سرایان و  مأموران خاصی از عبور مردان شهر به سختی جلوگیری می کردند و در این روز، فروشندگان چهارباغ همه زن بودند. گردش اختصاصی زنان اصفهان در چهارباغ از روز چهارشنبه بیست و سوم ماه صفر سال 1018 هجری متداول گشت.

سیاح معروف ایتالیایی (پیتردلاواله) که هر وقت سحبت از اصفهان زمان شاه عباس می شود، نام او هم به میان می آید، می نویسد:

چهارباغ بعضی روزها مخصوص گردش بانوان بوده و مسلماً برای یک جاده و معبر عمومی نمی توان چنین اختصاصی را قایل شد. طول این خیابان سه مایل و پهنای آن دو برابر خیابان رم است. وقتی خیابان چهارباغ را با خیابان های مشابه آن در سرزمین خود مقایسه می کنم، اصفهان را دارای عظمتی بی نظیر می بینم و اعتراف می کنم، خیابان پوپولو در رم، خیابان پوجیو در ناپل، خیابان شهر ژن در خارج از شهر ژن و خیابان مونرآل در شهر پالرمو، هیچکدام به پای آن نمی رسد.

(شاردن) سیاح فرانسوی نیز که در دوره پادشاهی شاه عباس دوم و شاه سلیمان مدتی در اصفهان به سر برده است راجع به خیابان چهارباغ در سفرنامه خود نوشته است:

این خیابان زیباترین معبری است که تاکنون دیده و یا شنیده ام، ولی امروز منظره خیابان چهارباغ به کلی تغییر یافته است. نهر سنگی وسط پیاده رو را پر کرده و خیابان را تسطیح نموده اند. باغچه های گلکاری طرفین پیاده رو برای سواره رو اختصاص داده شده. مغازه های درجه اول شهر در طرفین پیاده رو های دو جانب خیابان متمرکز شده اند.

 

مدرسه چهارباغ

معروف به: مدرسه سلطاني، مدرسه مادرشاه، مدرسه امام جعفرصادق (علیه السلام)

موقعيت: خيابان چهارباغ عباسي
 
سال تاسيس: ۱۱۱۶ هجري (دوره شاه سلطان حسين صفوي)
 
مدرسه چهارباغ که به نام مدرسه مادرشاه و سلطانی نیز نامیده می شود، آخرین بنای تاریخی باشکوه عهد صفویه در اصفهان است که برای تدریس و تعلیم طلاب علوم دینی در دوره شاه سلطان حسین از سال 1116 تا 1126 هجری ساخته شده است.
 
قسمتهاي ديدني مدرسه عبارت است از:
 
در ضلع شرقی خيابان چهارباغ بنای باشکوه و نفيسی است که می توان آن را آخرين بنای مهم و با عظمتی دانست که در عصر صفويان در اصفهان ساخته شد.
 
اين مدرسه که «مدرسه سلطانی» و «مدرسه مادر شاه» نيز ناميده می شده در زمان سلطنت شاه سلطان حسين آخرين حکمران سلسله صفوی احداث گرديد.
 
تاريخ شروع عمارت ۱۱۱۶ هجری قمری و سال اتمام آن ۱۱۲۶ هجری قمری است. هيچ يک از آثار موجود در اصفهان به اندازه مدرسه چهارباغ (کلکسيون کاشيکاری ايران) جهانگردان و سياحان و بازديد کنندگان خارجی را تحت تأثير جاذبه های خود قرار نداده است.
 
اين مطلب را نوشته ها و خاطرات آنان تأييد می کند؛ به طوريکه برخی از آن ها مدرسه را با عبارتی همچون سحر آميز، جذاب و دلپذير توصيف کرده اند.
 
از جمله اين سياحان: اوژن فلاندن، ديولافوا، کنت دوگوبينو هستند که مدرسه چهارباغ را شاهکار مسلم معماری دوران صفوی به حساب آورده اند.
 
وجه تسميه مدرسه به سلطانی به اين علت است که در زمان شاه سلطان حسين ساخته شده و بدين جهت مدرسه چهارباغ ناميده می شود که در خيابان چهارباغ واقع شده است. دليل آنکه مدرسه مادر شاه گفته می شود اين است که مادر شاه سلطان حسين چند کاروانسرا و بازار و ساير نهادهای اقتصادی را وقف آن کرده است.
 
مدرسه چهارباغ به صورت چهار ايوانی است. نمای خارجی عمارت شامل سردری رفيع و با شکوه و زيبا است. هفده طاق نمای دو طبقه آجری در اطراف در ورودی خودنمايی می کنند. سردر ساختمان مزين به کاشي های ريز و ظريف همراه با مقرنس های پر نقش و نگار و خطوط مختلف است که بخش ورودی بنا را تشکيل می دهد.
 
کتيبه سردر به خط نستعليق سفيد بر زمينه کاشی لاجوردی است که تاريخ ۱۱۱۲ را بر خود دارد و به وسيله عبدالرحيم جزايری کتابت شده است.
 
دو دهانه سردر با کاشی های فيروزه ای تزئين شده و بر روی دو پايه سنگ مرمری، گلدانی به شکل بسيار زيبا قرار گرفته است. در طرفين سر در دو سکوی مرمر بسيار نفيس و عالی وجود دارد.
 
در اصلی مدرسه که با طلا و نقره تزئين شده نمونه بارز هنر زرگری و قلمزنی است که در دوران صفويه به نهايت تعالی و تکامل رسيده است.
 
بر دو لنگه چپ و راست اين در به خط نستعليق بسيار زيبا و به صورت برجسته، اشعاری نوشته شده است. خطاط اين اشعار محمد صالح اصفهانی خوشنويس برجسته آن عصر است.
 
قسمت داخلی مدرسه شامل هشتی، ورودی، حيات داخلی، گنبد، مناره و اطاق هاست. زيباترين قسمت مدرسه از نظر کاشيکاری هشتی ورودی آن است.
 
در وسط دالان مدرسه سنگاب نفيسی قرار دارد که صلوات بر چهارده معصوم با تاريخ ۱۱۱۰ هجری بر روی آن حجاری شده است. اين سنگاب شاهکار هنر سنگتراشی و خوشنويسی است.
 
ايوان ها و حجره های صحن چهار ايوانه مدرسه رو به باغی پر درخت قرار دارد که جويباری از ميان آن می گذرد. اين نهر به نام فرشادی است (در اصفهان اين گونه نهرها را مادی می گويند).
 
صحن مدرسه چهارباغ نمونه کامل يک معماری درون گرا و بومی به شمار می رود.
 
حجره هايی که در دو طبقه و در فواصل ايوان های مدرسه ساخته شده که اختصاص به سکونت طلاب علوم دينی داشته است. اکثر اين حجره ها دارای نقشه يکسانی است که از يک اتاق نشيمن در جلو و قسمتی به صورت صندوقخانه در عقب و قسمتی به نام بالا خانه تشکيل می شود. در جلوی اين حجره ها ايوان زيبا و خوش طرحی قرار دارد.
 
در جبهه شمالی مدرسه، ايوان شمالی با دهانه نسبتاً عريض و ارتفاع زياد قرار دارد که در جبهه مقابل آن گنبد و مناره های ايوان جنوبی ديده می شود. کتيبه فوقانی داخل گنبد به خط عبدالرحيم جزايری خوش نويس عصر صفويه می باشد.
 
تمامی سطوح داخلی بنا به قطعات کوچکی تقسيم می شود که با کاشی تزئين شده است. منبر دوازده پله مدرسه که يکپارچه از سنگ مرمر ساخته شده از بهترين نمونه های هنر حجاری و سنگتراشی آن روزگار است. در کنار اين منبر، محراب نفيس و بسيار زيبای مدرسه قرار دارد که کتيبه بالای محراب و منبر نيز به خط عبدالرحيم جزايری است.
 
اشعاری که در اطراف سرسرای مدرسه به خط نستعليق بسيار زيبا به رنگ سفيد بر زمينه کاشی خشت لاجوردی نوشته شده به خط محمد صالح اصفهانی و مورخ به سال ۱۱۱۹ هجری است.
 
کتيبه افقی داخل گنبد نيز به خط عبدالرحيم جزايری و تاريخ ۱۱۲۱ هجری است.
 
شبستان مسقف مدرسه چهارباغ که در ضلع شرقی مدرسه واقع شده با درب منبت کاری بسيار نفيسی به محوطه زير گنبد مربوط می شود. در اين شبستان سه محراب وجود دارد که کتيبه های اطراف آن ها را محمد مؤمن الحسينی به سال ۱۱۱۸ هجری کتابت کرده است.
 
در شمال مدرسه چهارباغ بازارچه ای زيبا و مرتفع وجود دارد که در عصر صفويه بازارچه بلند و بازارچه شاهی نيز ناميده می شد. اين بازارچه نمونه ارزنده ای از بازارهای عصر صفوی است. در شرق مدرسه چهارباغ کاروانسرای مادر شاه واقع شده که مهمانسرای عباسی امروز است.
 
مدرسه چهارباغ دارای کتابخانه کم نظير و با ارزشی بوده که در حمله افغان ها نابود شده است. اين کتابخانه با کتب بسيار نفيس و کمياب در اختيار طلاب علوم دينی و ساير پژوهشگران و محققين آن روزگار بوده است.
 
مدرسه چهارباغ موقوفاتی بسيار نيز داشته است که شامل باغ ها، مزارع، روستاها، املاک، دکان ها، کاروانسراها و ساير مستغلات بوده است که چگونگی آن ها با حمله افغانها نامعلوم مانده است. به طور کلی مدرسه چهارباغ که به قول بسياری از محققين هم مدرسه و هم مسجد بوده است، با ۸۵۰۰ متر مربع مساحت از آثار مهم و با ارزش عصر صفوی است که در اواخر حکومت اين خاندان در اصفهان ساخته شده است.
 
مدرسه چهارباغ اصفهان که پس از پيروزی انقلاب اسلامی «مدرسه علميه امام صادق (علیه السلام)» نامگذاری شد در حال حاضر به آموزش طلاب علوم دينی و حجره های آن نيز همانند عصر صفويه به اقامت طلاب اختصاص دارد.
 

سی و سه پل (الله وردیخان عنصری محوری در ارتباطی کالبدی-فرهنگی)

 معروف به: پل الله ورديخان، سي و سه چشمه، چهارباغ، جلفا، زاينده رود

 
موقعيت: ميدان انقلاب اسلامي
 
سال تاسيس: ۱۰۰۵ هجري(دوره شاه عباس اول)
 
يکی از پلهای زيبا و جالبی که در دوران صفويه بر روی زاينده رود احداث شد سی و سه پل است اين پل در گذشته «پل جلفا» ناميده می شد (زيرا از اين طريق به جلفا که تازه احداث شده بود می رسيدند). به «الله ورديخان» نيز معروف است زيرا سردار مشهور شاه عباس اول که به ساختن اين پل مأمور گرديد به اين نام ناميده می شود.
 
اين پل که چهارباغ عباسی را به چهارباغ بالا متصل می کند قبلاًٌ ۴۰ چشمه داشته اما امروز بيش از سی و سه چشمه آن باقی نمانده است و بقيه آنها مسدود شده اند. پل ۲۹۵ متر طول و ۷۵/۱۳ متر عرض دارد و در زمره اولين آثاری است که شاه عباس اول دستور ساختن آن را داده است.
 
در طرفين پل معبر باريک مسقفی است که در سراسر طول پل ديده می شود. سی و سه پل دارای يک پياده رو برای گردش در بالا و يک پياده رو در پايين است. پياده رو پائين گذرگاه مسقفی است که ميان پايه های مرکزی پل و به فاصله کمی از بستر رودخانه ايجاد شده است. از گفتنیهـا دربـاره سـی و سـه پـل اينـکـه در دوران صـفـويه جـشـن «آبريزان» يا «آبريزکان» در کنار زاينده رود و در نزديکی اين پل برگزار می شده است. در اين جشن که در سيزده تيرماه هر سال برگزار میشد مردم با پاشيدن آب و گلاب به روی يکديگر در اين مراسم شرکت می کرده اند.
 
مصالحی که در ساخت سی و سه پل به کار رفته:
 
آجر در قسمت فوقانی و سنگ در طبقه تحتانی پل است. پل الله ورديخان که در سال ۱۰۱۱ هجری بنا شده است از آثار مشهور اصفهان است که اکثر سياحان و جهانگردان به توصيف آن پرداخته اند. يکی از خارجيانی که سی و سه پل را در اواخر حکومت قاجارها ديده است درباره آن می نويسد:
 
اين بنای زيبا که با وجود مرور زمان با بزرگی و مشخصات آن سالم مانده است ارزش آن را دارد که برای ديدنش به اصفهان رفت، هر چند احتمالاً از کسی هم انتظار نمی رود که برای ديدن شايد باشکوه ترين پل جهان چنين کاری بکند.

 

پل خواجو

 
معروف به: پل شاهي، بابا ركن الدين، شيراز و حسن آباد
 
موقعيت: ميدان خواجو
 
سال تاسيس: ۱۰۶۰ هجري(دوره شاه عباس دوم)
 
اين پل كه از بناهای شاه عباس دوم صفوی است به پل شاهی و بابا رکن الدين و شيراز و حسن آباد هم معروف بوده است
 
طول پل ۱۳۳ متر و عرض آن ۱۲ متر است. وجه تسميه آن به باباركن الدين اين است كه بر سر راه تكيه باباركن الدين عارف مشهور واقع شده بود.
 
پل خواجو به دليل معماري و تزئينات كاشيكاري بر ساير پل هاي زاينده رود برتري دارد. پل خواجو كه در عصر صفويه يكي از زيباترين پل هاي جهان به شمار مي رفت در اصل به منزله سد و بند بود. به اين معنا كه با بستن دهانه هاي پل در ضلع غربي درياچه اي به وجود مي آمد.
 
در وسط هر يك از دو ضلع شرقي و غربي پل ساختماني بنا شده كه شامل چند اتاق مزين به نقاشي است. اين ساختمان كه (بيگلربيگي) ناميده مي شود در آن عصر اختصاص به بزرگان و امرائي داشت كه به هنگام ايجاد درياچه مصنوعي مسابقات شنا و قايقراني را تماشا مي كرده اند.
 
شعراي اصفهان درباره پل خواجو اشعار زيبايي سروده و در طي اين سروده ها زيبائي هاي آن را توصيف كرده اند. از جمله اين شعرا صائب تبريزي است كه با قصيده اي بلند بالا يكي از روزهاي جشن و چراغاني را ذكر مي كند كه در كنار پل خواجو برگزار شده است.
 
به نوشته محققين و مورخين كه درباره سلسله صفويه بررسي كرده اند هدف شاه عباس دوم از احداث پل خواجو ارتباط دو قسمت محله خواجو و دروازه حسن آباد با تخت فولاد و راه شيراز بود.

به طور كلي وجود "تزئينات كاشيكاري فراوان و پشت بغل هاي چشمه هاي پايين و غرفه هاي بالاو نماي غرفه هاي طرفين با كاشي هاي الوان" پل خواجو را در شمار آثار بسيار ممتاز اصفهان قرار مي دهد به طوري كه كليه سياحان و جهانگرداني كه در دوره هاي مختلف به اصفهان آمده اند زيبائيهاي پل خواجو را وصف كرده و آن را در زمره